محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2191
مرآة البلدان ( فارسى )
جرواتكن : به عقيدهء صاحب معجم البلدان قصبهاى است در سجستان معرب كرواتكن . جرور : صاحب معجم البلدان گويد جرور شهر قهستان است و عجم آن را سرور مىگويند . جروز : به عقيدهء صاحب معجم البلدان اسم محلى است در فارس و در اين محل فى ما بين زناديق و اهالى بصره به سركردگى عبد العزيز بن عبد الله بن خالد جنگ عظيمى اتفاق افتاد . جروز : قريهاى است از قراى سربيشهء قاينات قديم النسق . از آب قنات مشروب مىشود . هوايش گرم ، سكنهاش چهل خانوار است . جروس : صاحب معجم البلدان گويد جروس شهرى است در جبال غور ما بين غزنه و هرات . اين اسم را يك نفر از اهالى آنجا به من گفت . جروق : از قراى گرمسير كازرون فارس واقع در سمت مغرب شيراز است به مسافت هيجده فرسخ . حاصل آن غله و برنج و تنباكو . آبش از رودخانه و چشمه است . چروك : مزرعهاى است از مزارع زنجان رود خمسه . جديد النسق . سكنهء آن شصت خانوار و از طايفهء دويرن مىباشند . زراعت آن غله است . جرون : در فرهنگ انجمنآراى ناصرى مسطور است كه جرون اسم ولايتى بوده نزديك به بندر هرمز از بناهاى اردشير و گفتهاند نزديك بم بوده . در عهد صفويه شاه عباس ماضى بندرى ساخته و آباد نموده كه به بندر عباسى مشهور است و قرائى كه به جرون منسوب بوده اكنون نيز جرونات خوانند . و اصل اين لغت گرون است و جرون معرب آن است . شرح بندر - عباسى در جلد اول مرآة البلدان نگاشته شده است .