محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2192

مرآة البلدان ( فارسى )

جرهر : صاحب معجم البلدان گويد : جرهر قلعهء طبرستان است كه غالبا استناوند مىنامند . در جلد اول مرآة البلدان استناوند ذكر شد . جره : صاحب معجم البلدان گويد : جره نام محلى است در فارس كه سكنه گره مىخوانند . حمد الله مستوفى گويد : جره شهر كوچكى است و در تلفظ گره خوانند و در زير شيراز است و بند امير كه از عمارات عاليه است بر بالاى شيراز است و در اين معنى گفته‌اند : از خطهء شيراز گشايش مطلب * كز زير « گره » دارد و از بالا « بند » هوايش گرمسير است و آبش از رودى كه بدان شهر منسوب است . حاصلش خرما و غله بسيار بود . مردم آنجا سلاح‌ورز باشند و موضع چند از توابع آنجاست . نگارنده گويد جره اسم بلوكى است در فارس مشتمل بر شانزده قريه در ميان جنوب و مغرب شيراز . فى ما بين اين بلوك و شيراز اولا بلوك مسمى به سياخ است . ثانى بلوك كوهمره ماصرم . يكى از قراى جره ، جعلقيان نام دارد . هوايش گرمسير است . اين بلوك از طرف طول از جانب مغرب متصل به اراضى كازرون است . از سمت مشرق به قراء خانيك و نوحين مىرسد . حاصلش غله و برنج و تنباكو و حبوبات كه از آن جمله كنجد و خشخاش است . قليلى مركبات و چند اصله نخل در بعضى از قرى موجود است . اهالى اين بلوك زارع و رعيت‌پيشه . شكارش از وحوش آهو و خوك ، از طيور دراج و حفارى و تيهو . مرغزارى در آن نواحى است كه در فصل زمستان نرگس‌زار ممتازى است . آبش از رودخانه‌اى است كه آن هم معروف به جره مىباشد و منبعش از كوهستان كوهمره ماصرم از منبع تا قريب ده فرسخ به جانب مشرق و ميانهء جنوب و مشرق جريان دارد پس از آن ميانهء جنوب و مغرب چهار فرسخ در كوهستان حركت مىكند به بلوك جره كه رسيد از كوهستان خارج مىشود . آبش شيرين و گوارا است ولى محاذى جره از سمت مشرق رودخانهء شورى به او ملحق مىشود و همه‌جا به سمت جنوب جارى است . حوالى قريهء جميله كه از توابع خشت است