محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2167
مرآة البلدان ( فارسى )
و قرار داد كه با اين سه هزار نفر و قشونى كه ابواب جمع جرير بودند به تسخير حلوان روند و چنين كردند . و چون به حلوان نزديك شدند يزدجرد به ناحيهاى از اصفهان گريخت و جرير بهطور صلح حلوان را فتح كرد . به اين معنى كه متعرض كسى نشد و اهالى را به جان و مال امان داد و هركس ميل به فرار داشت قرارداد احدى آنكس را مانع نشود . بعد جرير و عزرة ( عرزة ؟ عروه ) بن قيس بن غزية بجلى را به حلوان به جاى خود گذاشته خود به جانب دينور رفت . ولى اين شهر غير مفتوح بماند و قرمسين را فتح كرد مثل فتح حلوان . پس از آن به حلوان آمد و در اينجا به عنوان ولايت بود تا عمار ياسر به كوفه آمد و به واسطهء مكتوبى به او اعلام نمود كه عمر بن خطاب امر كرده است كه ابا موسى - اشعرى را امداد نمائى . جرير ، عزرة بن قيس را در حلوان جانشين خود كرده برفت و ابا موسى اشعرى در سنهء نوزده بيامد ( مقصود از امداد جرير ابو موسى اشعرى را امداد در جنگ نهاوند است ) . يكى ديگر از بلاد جبل نهاوند است و فتح لشكر اسلام نهاوند را مفصلا در ذيل لغت ثنية الركاب ذكر نمودهايم . فتح دينور و ماسبذان و مهر جانقذف همينكه ابو موسى اشعرى از نهاوند برگشت به دينور رسيد و پنج روز در دينور بماند و يك روز قتال كرد . پس از اين قتال ، اهل دينور راضى به دادن جزيه شدند و قبول اداى خراج نمودند و براى جان و مال و اولاد و عيال خود امان خواستند . ابو موسى آنها را امان داد و جانشينى براى آنها از همراهان خود معين نمود و به ماسبذان رفت و با اهل ماسبذان مقاتله اتفاق نيفتاد و اهل سيروان با ابو موسى به وضع صلح دينور مصالحه نمودند كه اداى جزيه و خراج كنند و عساكر اسلام در ميان آنها منتشر شده بر خاك سيروان غالب آمدند . و جماعتى را عقيده اين است كه ابو موسى ماسبذان را قبل از نهاوند فتح كرد و ابو موسى عبد الله بن قيس - اشعرى ، سائب بن الاقرع الثقفى را كه داماد او يعنى شوهر دختر او بود به صيمره كه شهر مهرجانقذف باشد فرستاد و او اين شهر را صلحا فتح كرد بدون اينكه خونريزى و نهب اموال و نقود اهالى را نمايد و اهالى