محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2163

مرآة البلدان ( فارسى )

بالجمله آغرادات بعد از غلبه بر آستياژ و تسخير مدى ملقب به كيخسرو شد . چه كى در لغت پهلوى كه زبان اهل مدى است به معنى پادشاه است و خسرو به لغت پارسى به معنى خورشيد يا پادشاه مىباشد « 1 » چون سلطنت مد و پارس هر دو بر اغرادات مسلم شد كى و خسرو را با هم تركيب كرده كيخسروش ناميده‌اند و اين لقب كى در ميان سلاطين اخلاف و اعقاب او تا چند تن باقى بود مثل كى لهراسب و كى گشتاسب و كى بهمن و غيره چنان‌كه در تواريخ عجم هم‌چنين نوشته شده . و وقتى اين لفظ كى از اسامى و القاب اين طبقه سلاطين خارج شد و به همان القاب سلاطين پارسيان ملقب شدند كه به كلى بر مدى غلبه كردند و آنجا را با پارس مستقرا و مستقلا سلطنت واحده قرار دادند . و چون مقصود ما فقط نگارش تاريخ مدى بود تا زمان انقراض سلطنت خانوادهء مديها را از قول قدماى مورخين يونان نگاشتيم و شرح سلطنت كيخسرو را براى لغت فارس گذاشتيم و اميدواريم كه در طى جغرافياى آن مملكت آن را به وجهى شايان ايراد نمائيم .

--> ( 1 ) - خسرو مأخوذ از كلمهء پهلوى Husruv است به معناى شاه يا پادشاه . كى ( Key ) يا كى ( Kay ) ، از Kavi اوستائى به معناى پادشاه .