محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2130
مرآة البلدان ( فارسى )
نينوس ، سميراميز ( شميران ) ملكهء آسيرى زوجهء نينوس پادشاه شد و بعد از ساختن شهر بابل سفرى به مدى كرده به اكباتان ( همدان ) آمد و از اكباتان به مملكت پارس رفت . پس از سميراميز ، نىنياس يا نينوس دويم پسر او به تخت پادشاهى اين ممالك فسيحة المسالك كه پدر و مادر او فتح نموده بودند جلوس كرد و سى نفر از اولاد و اخلاف او نسلا بعد نسل على التوالى و التناوب سلطنت و پادشاهى كردند . و آخرين پادشاه از سلسلهء نينوس موسوم به ( سارداناپال ) بود . بعضى از مورخين ، سلاطين و شهرياران سلسلهء نينوس را چهل و پنج پشت مىدانند . پس از اين فقره محقق و معلوم مىشود كه آن مدتى كه سلطنت ايران به دست بيگانگان و در غير از خانوادهء سلاطين خودشان بوده افسانهنگاران عجموعرب نسبت سلطنت تمام آن روزگار دراز را به ضحاك داده و مدت ملك او را هزار سال گرفتهاند . به عبارت اخرى مدت هزار سال سلطنت ضحاك كه گويند همان اوقات حكمرانى سى تن يا چهل و پنج نفر سلاطين اولاد نينوس است كه در آسيرى سلطنت كرده و مدى نيز در تصرف ايشان بوده . زيرا كه تقريبا آن هزار سال مدت اختلال سلطنت سلسلهء سلاطين عجم مطابق است با روزگار حكمرانى سلسلهء نينوس . خلاصه عقيدهء اكتزياس اين است كه مدت يك هزار و سيصد و شصت سال سلسلهء نينوس سلطنت كردهاند چنانكه شرح آن بيايد بعد يكى از سلاطين مدى آن سلطنت را منقرض ساخت و ساحت ملك عجم را از بيگانگان بپرداخت و تفصيل انقراض سلطنت سلاطين سلسلهء نينوس از قرار ذيل است : سارداناپال آخرين پادشاه سلسلهء نينوس در سستى عنصر و فرو - مايگى و اشتغال به مشاغل خسيسه و ولوع به ملاهى و اهمال در مهام و امور پادشاهى از اجداد خود گذرانيده بود و اغلب اوقات در حرمخانه با نسوان به سر مىبرد و وجها من الوجوه به كار دولت نمىپرداخت . فقط مشغوليتى كه براى گذراندن وقت خود اختيار كرده بود بافتن پارچهء پشمين يا تابيدن نخ ابريشم بود . چهرهء خود را مانند زنان آرايش مىكرد و به غازه « 1 » و سفيداب و غيره مىآراست . لباسهاى فراخ و جامههاى نازك به طرز زنانه دربر مىكرد . بلكه در آراستن ظاهر خود به زيورها و البسهء
--> ( 1 ) - غازه به معناى سرخاب و گلگونه است .