محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2119
مرآة البلدان ( فارسى )
ولو به قدر كف من طين غفر الله له ذنوبه صغيرها و كبيرها تجديد عمارت بارو كرد و جهت آنكه هم در كتب احاديث خواند [ ه بود ] به روايت عمر - بن عبد العزيز مروانى : ستفتح على امتى مدينتان : احديهما من ارض الديلم يقال لها قزوين و لآخر من الروم يقال لها الاسكندريه من رابط فى احديهما يوما و ليلا وجب له الجنة . و قال عمر بن عبد العزيز : اللهم لا تمتنى حتى تجعل لى فى احديهما و قال عمر بن عبد العزيز : اللهم لا تمتنى حتى تجعل لى فى احديهما دارا و منزلا و جهت خود در آنجا عمارت عالى ساخت بر محلهء جوسق و آن زمين را اكنون صاحبآباد خوانند . و در سنهء احدى عشر و اربع مائه جهت نزاعى كه ميان سالار ابراهيم بن مرزبان ديلمى خال مجد الدوله بن فخر - الدوله با اهل قزوين بود خرابى به حال بارو راه يافته امير شريف ابو على جعفرى مرمت آن خرابيها كرد و در سنهء اثنى و سبعين و خمس مائه وزير صدر الدين محمد بن عبد الله [ لك ] « 1 » مراغهاى تجديد عمارت بارو كرد و اكثر روى بارو به آجر برآورد و شرفههاى آجر ساخت و معمار آن عمارت امام جلال الدين بابويه رافعى بود . لشكر مغول آن بارو را خراب كردند . دور بارو صد هزار و سيصد گام است ( در نسخهء ديگر ده هزار و سيصد گام است ) . به خلاف ادوار بروج هوايش معتدل است و آبش از قنوات و در او باغستان بسيار است و [ هر سال يك نوبت آبخيز سقى نمايد ] « 2 » و انگور و بادام و فستق بسيار از آن حاصل شود . و بعد از سقى و بيل اسفار خربزه و هندوانه بكارند بىآنكه ديگر آب بخواهد و بر نيكو دهد . و اكثر اوقات آنجا ارزانى غله و انگور باشد . نانش نيكوست و از ميوههايش انگور و آلوزمج خوب است و شكارگاهها و علفزارهاى نيكو دارد . به تخصيص علف شتر بهتر از ديگر ولايات باشد . و شتر قزوينى با قيمتتر از ديگر شتران است . و بر سهفرسنگى قزوين چشمهاى است آن را « يكول » « 3 » خوانند .
--> ( 1 ) - تكميل از نزهة القلوب ( ص 63 ) . ( 2 ) - نزهة القلوب : « در هر سال يك نوبت به وقت آبخيز سقى كنند » ( ص 63 ) . ( 3 ) - كلمه به جورهاى مختلفه آمده است . شايد « منگل » [ « مينگگل » ] در ستتر باشد ( نزهة القلوب ص 63 ) .