محمد حسن خان اعتماد السلطنه
959
مرآة البلدان ( فارسى )
ميرزا را كه زيور فضل و دانش داشته و دارند به وزارت خود اختيار و طرف مشورت در امور قرار دادند . نيز در هشتم شهر شوال سنهء مسطوره نوشتهء حاجى ميرزا آقاسى به على خان ماكوئى سردار آذربايجان رسيد كه به حركت موكب فيروزى كوكب اقدس اعلى انها نموده بود . وزراى مختار روس و انگليس هم به قونسولهاى خود اين مطلب را نگاشته و ابتدا نامهء دالغوركى وزير مختار روس به آنشكوف كه در تبريز قونسول بود رسيد و او نيم شبى به سمع اقدس رسانيد . بالاخره مطلب معلوم خواص گرديد و پس از اقدام كارگزاران « 1 » به انجام شرايط و لوازم كار و جمعآورى افواج و سواره و غيره شب چهاردهم شوال المكرم و به روايتى شب هجدهم ماه مسطوره وليعهد كامكار در تبريز به مباركى جلوس فرمودند و علماى آن بلد و امرا حاضر شده جلوس مبارك را تهنيت گفتند . و از شاهزادگان بزرگ حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه و محمد تقى ميرزاى حسام السلطنه « 2 » به تقبيل عتبهء عليه سربلند گرديدند و ميرزا تقى خان فراهانى وزير نظام و ميرزا جعفر خان مشير الدوله به تجهيز لشكر و تهيه سفر و روانگى موكب همايون به دارالخلافهء باهره پرداختند . و فرمان صادر شد كه ميرزا جعفر خان متوقف تبريز و مأمور امور دول خارجه باشد . بالجمله موكب اعلى روز نوزدهم شوال سنه هزار و دويست و شصت و چهارده با اردوى مركب از ده هزار نفر لشكرى و خدام آسمان احتشام از شهر تبريز نهضت فرموده به باسمنج نزول اجلال كرده و از آنجا شد رحال و قطع منازل مىفرمودند . و همهجا چهاردهعراده توپ باقورخانه از پيش روى لشكر مىرفت و دو عراده توپ سبكوزن همراه موكب منصور بود . و چون مردم تبريز و طهران از طايفهء ماكوئى و حاجى ميرزا آقاسى
--> ( 1 ) - متن : كارگذار . ( 2 ) - اين دو شاهزاده جزو عدهء ديگرى از فرزندان و نوادگان فتحعلى شاه از سال 1250 مدتى در قلعه اردبيل و سپس در زندان تبريز محبوس بودند تا اينكه به ميمنت جلوس ناصر - الدين شاه آزاد شدند . ظاهرا وساطت مهدعليا نيز در آزادى آنان مؤثر بوده . زيرا مادر مهدعليا خواهر تنى شجاع السلطنه بود و مهدعليا آزادى دايى كور خود را از شاه جوان خواستار شده بود .