محمد حسن خان اعتماد السلطنه

960

مرآة البلدان ( فارسى )

رنجيدگى داشتند ، على خان ماكوئى را كه به سردار آذربايجان معروف بود دخلى دراين خدمت ندادند و ميرزا فضل الله خان نصير الملك به پيشكارى مشغول بود و ميرزا تقى خان وزير نظام به رتق‌وفتق امور لشكر مىپرداخت . و چون محمد خان زنگنه امير نظام دراين وقت درگذشت « 3 » ميرزا تقى خان منصب امير نظامى يافت . و از اين طرف خيالات حكام و امرا متشتت بود و حاجى ميرزا آقاسى كه بزرگان ايران را از خود رنجيده‌خاطر مىديد و از همه مايوس بود ، بعد از آن كه فضان آقاى سرتيپ توپخانه كه درآن وقت وجود او را در امور مدخليتى درست بود ، براى او پيغام داد كه من از حكم نواب مهدعليا و صوابديد او بيرون نشوم و با تو موافقت نكنم ، به امامزاده عبد العظيم حسنى پناه برده بستى شد و هرجا كه يكى از بزرگان ماكوئى حاكم بود مردم برآن بشوريدند و امراى ايران كه قابل مقامى بودند ظاهرا باهم موافق و باطنا جز نفاق نداشتند و در خفا هريك به راه مصلحت خويش مىرفتند و منتظر مقدم فرخنده شيم مبارك بودند و احيانا اگر فسادى در داخل و خارج مىديدند به قدر قوه در اصلاح آن مىكوشيدند و قطع و فصل احكام به‌دست نواب مهدعليا طابت تربتها بود و اصابت راى نواب معظم اليها و مساعى ايشان دخل و فايدتى عظيم در كار مملكت و تشييد مبانى دولت و سلطنت داشت و مردم را استظهارى كامل به خصايل معدلت شمايل شاهنشاه اسلام‌پناه مىداد . منشورها مرقوم فرمودند و ملاحظات منظور شد . حاجى على خان والد مؤلف را كه دراين وقت از زيارت بيت الله الحرام مراجعت كرده بود براى نظم و حكومت به گيلان فرستادند و عباسقلى خان جوانشير به ضبط قراى خالصه پرداخت تا در غله و حبوب ديوانى حيف‌وميلى نشود . چون خزانه از اصفهان به دارالخلافه مىآمد ، جعفر قلى خان قراجه‌داغى را با صد و پنجاه سوار جلو فرستادند كه آن را به سلامت به طهران آرند . و دراين وقت ميرزا آقا خان وزير لشكر كه با برادر خود ميرزا

--> ( 3 ) - ميرزا محمد خان زنگنه در سال 1257 فوت كرده بود . اعتماد السلطنه خود در منتظم ناصرى ، در حوادث سال مذكور ، بدين نكته اشاره كرده ولى نام وى را به اشتباه « محمد خان امير تومان » نوشته .