محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1037

مرآة البلدان ( فارسى )

اى شاه به جامت مى صاف است نه درد * اعداى تو را ز غصه خون بايد خورد گر دشمنت اى شاه شود رستم گرد * يك خر ز هزار اسب نتواند برد سلطان سنجر قسم خورد كه چون قلعه مفتوح شود وطواط را به هفت پاره كنم و بعد از گريختن اتسز و گرفتن قلعه ، وطواط به شفاعت بديع منشى خلاص شد . الحاصل از مرو به هزار اسب راهى است كم‌آب ولى چاههاى آب در بعضى بيابان است كه اهل آن مملكت اطلاع دارند و ده دوازده روز راه زياده تا مرو نمىباشد و تا خيوق سه منزل است و تا لب رود جيحون چهار فرسخ . سيب هزار اسب در همهء عالم نظير ندارد و ساير ميوه‌هايش نيز نيكو است . ذكر قلعهء خانگاه از قلاع خمسهء خوارزم و در ميانهء هزار اسب مذكور و خيوق است . هنگامى كه نادرشاه از بخارا به جانب يلبارس خان والى خوارزم لشكر كشيد اول به هزار اسب آمد . چون قلعه محكم و آب جيحون اطراف آن را داشت نادرشاه به فتح آن نپرداخت و به خيوق راند . يلبارس خان از هزار اسب بيرون آمده سواره يموت و تكه به لشكر نادرى كشيد . نادر مشغول جنگ شده يلبارس منهزما به قلعهء خانگاه رفت . روز ديگر جنگ درانداختند . يلبارس و بيست نفر از اعاظم به‌دست آمده مقتول شدند و از آنجا به خيوق آمد . چهار روز توپ به قلعه زدند . قلعگيان امان خواستند . دوازده‌هزار كس از اسراى خراسان كه در خيوق بودند نجات يافتند و ده - هزار خوارزمى كشته شد و خاك خيوق را در چهار فرسخى ابيورد بر ده قلعهء خيوه‌آباد ساخت ( دارالملك خيوه ) . خيوق معرب آن است . سابقا كه گرگانج مشهور به اورگنج معمور و دارالملك خوارزمشاهيه بود خيوه قلعه‌اى از قلاع خمسهء خوارزم محسوب مىشد . بعد از خرابى اورگنج ، خيوه رو به آبادانى نهاد . گويند به حساب هندسه تاريخ بناى او نام او است . ششصد هفتصد سال است كه ساخته شده . اكنون در همهء