محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1025
مرآة البلدان ( فارسى )
آن بسيار است . و بر طرف شرقى اين دريا خوارزم و بلغار و سقسين ، و بر شمالى آن قبچاق و دشت خزر و بر غرب قزلر و شيروان والان و بر جنوبى گيلان و طالش و مازندران و استراباد . و بعضى از طوايف تراكمه براين كنار فرضه واقع شدهاند . دهم رجب از لب رود گرگان حركت كرده تقريبا دو فرسخ كه رفتيم به آققلعه رسيديم . از اين شهر قليل آثارى مانده است ولى آثار دروازه و جاى عمارات و خيابان و اصطبل و ابنيهء بزرگ و بازار از قرينه و قياس معلوم مىشود . اين بلد در زمين خوبى قريب به رود گرگان بوده از ميان شهر عبور كرده به لب گرگان كه محل عبور بود رسيديم . از آب گذشتيم . با حاجيان خوقندى و ساير همراهان زياده بر دويست سواره و شتر و پياده بوديم . تخمينا فرسخى نيز آن طرف رود راه پيموده فرود آمديم . روز يازدهم رجب ، خوانين تركمان كه با ما بدينسوى گرگان آمده بودند و به قدر قوه خدمت كرده به آنها قباهاى زرى داده ايشان را باز گردانديم ، حسن جيقان نيز در رسيده با قلى خان آق « 1 » و جمعى ديگر شبى در خيمهء ما آسودند و صبح روانهء مقصد شدند و قاضى تراكمه كه خود را از اولاد مغول و چنگيز خان مىشمرد نيز وداع كرده به اوبهء خود رفت . ما نيز راه بيابان گرفتيم . كوه استراباد در دنبال سر مانده روز ديگر ناپديد شد و همهء راه قبله در پشت سر ماند و رو به شمال همى آمديم . در راه پاى اسب عليقلى « 2 » فرزند من بنده به سوراخ موشى فرو شده به ناگاه اسب به سر درآمد و او در زير اسب كوفته شد و صدمهء شديدى بر كمر و روى و پاى او وارد آمد . بعد از آن كه از بيخودى به خود آمد از سوارى اسب معذور بود . ناچار شتر كجاوه كه خالى رفتى بخواستم و او را در كجاوه نشاندم ؛ موميائى كه احتياط همراه بود به او خورانيدم . چون شباهنگام شد فرود آمديم .
--> ( 1 ) - نسخه چاپى : چغان . . . قلى خان و . . . ( 2 ) - عليقلى اشاره است به جناب مخبر الدوله على قلى خان كه اكنون وزير تلگرافخانههاى كل ممالك محروسهء ايران و داراى نشان تمثال بىمثال همايون و لقب جنابى مىباشند ( ا . ع )