محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1024
مرآة البلدان ( فارسى )
ورودى مىباشد وسيع ، پهناى آن كمابيش به تفاوت معابر پانزده ذرع الى بيست ذرع . از طرف كوكلان به جانب درياى استراباد ( خزر ) جارى است . در زمستان عبور از آن با كلك و خيك و ناوههاى بزرگ و كوچك و در تابستان به شنا از آن عبور مىكنند و درآن ماهيان بزرگ ديدهاند . در بهار چنان مملو شود كه آب قريب شش ذرع از ديوار لب رود بالا آيد و گاهى به صحرا افتد . الحق صحراى گرگان بهترين اراضى است از وفور آب و قوهء زمين و استعداد خاك و حاصل آن را كمال ريع است . ولى تركمانان احيانا به قدر احتياج زراعتى نمايند و اگر رعاياى زارع در آنجا نشينند و زراعت كنند حاصل آن ولايت مملكتى را كفايت كند . چنانكه در زمان سلطان محمود و مسعود غزنوى آبادى و ازدحام گرگان ضرب المثل بود و امير قابوس وشمگير و اولاد او به حكومت گرگان دم از سرورى مىزدند . و گنبد قابوس در صحراى تركمان هنوز در نهايت استحكام است و آن مقبرهء اوست كه پسرش منوچهر براى او ساخته و تاريخ آن قريب به ششصد سال است . بارى تراكمهء اتاباى كه رئيس ايشان قراخان است بر لب گرگان سكنى دارند و طايفهء جعفرباى در اطراف درياى استراباد به سر مىبرند . ذكر درياى استراباد مشهور به بحر خزر خزر پسر يافث بن نوح عليه السلام است . وى در هنگام سياحت بر شمالى آن دريا عبور كرد و به كنار رود اتل « 1 » رسيده در آبادى آنجا كوشيد و شهرى به نام خود در آنجا بنا نمود و دريا به اسم آن شهر مشهور شد . بعد از آن گرگان و جيلان و بلاد ديگر در اطراف آن آباد گشته دريا را به اسم هريك خواندند . چنانكه آمويه شهرى است بر لب جيحون و جيحون را نيز به اسم آن شهر خواندهاند . طولش از مشرق به مغرب دويست و شصت فرسخ و عرض دويست فرسخ و بسيار رودها درآن ريزد از جمله نهر گرگان و جيحون و ارس و كرواتل است و اين دريا را جزر و مد نيست . زيرا كه به بحر محيط متصل نيست و گرداب عظيم دارد و موج
--> ( 1 ) - اتل - ولگا . در نسخهء چاپى اين كلمه به صورت « آتل » آمده .