محمد حسن خان اعتماد السلطنه
988
مرآة البلدان ( فارسى )
اعليحضرت شاهنشاهى را نمود . حضرت وليعهد ، در اخذ اشياء ، تكريمى به سزا منظور نموده عزيز خان و هريك از اجزاى سفارت را مورد تفقد و ملاطفتى خاص داشتند و به هريك عطيهاى جداگانه بدادند و جواب منشور خسروانه را نيز با شرحى مبنى بر كمال مهر و حفاوت نگاشته برسانيدند . عزيز خان بعد از انجام ماموريت به تبريز آمده اسماعيل خان را براى بازديد افواج مراغه بدان بلد فرستاد و خود روانهء آستان همايون گرديد . هم از سوانح اين سال طغيان بعضى از اشرار اصفهان است . تفصيل اين اجمال آنكه چون سليمان خان خان خانان را از حكومت اصفهان به دربار معدلت مدار احضار فرمودند ، حكومت اصفهان به غلامحسين - خان سپهدار تفويض شد و او محمد حسين خان خلج را از پيش به نيابت بدان بلد فرستاد . تقريبا ماهى بعد از ورود محمد حسين خان به اصفهان ، روز جمعه مرحوم ميرزا سيد محمد امام جمعه اصفهان به مسجد شاه آمده كه نماز بگزارد « 4 » . يكى از اصحاب او درب مسجد با يك نفر سرباز آغاز مخاصمت نمود و براى جانبين مدد رسيده هنگامه درگرفت . امام جمعه از مسجد بيرون آمد كه آتش فتنه را بنشاند . سربازان چنان كه بايد رعايت حرمت او ننمودند . امام جمعه به هم برآمده به خانهء سپهدار رفته اظهار تشكى نمود . قرار شد كه فردا سپهدار به ميدان شاه آيد و سربازان را تنبيه كند و امام جمعه به خانهء خود رفت . مردم هنگامهطلب ، خاصه احمد ميرزا كه از طرف مادر نسبش به سلاطين صفويه مىرسيد ، قضيه را شنيده برآن شدند كه هم امام جمعه را به مخالفت اولياى دولت منسوب و هم در امر حكومت سپهدار خللى اندازند . لهذا صبح ديگر ، عوام و بازاريها را شورانيده در مسجد جامع جمع شدند كه ما پاداش توهين امام جمعه را خواهيم نمود و انتقام خواهيم كشيد . سپهدار خبر شده محمد حسين خان نايب را به اصلاح و رفع اين غايله فرستاد به مسجد جامع . بعد از رسيدن او به جمع سخنى نگفته احمد ميرزا با او به مناقشه برخاست و كار از مناقشه به مفاحشه رسيد . چوبى كه در دست داشت بر سر او زد و اشرار را به كشتن او خواند . امام جمعه منع نتوانست نمود و اشرار
--> ( 4 ) - متن : « گذارد » .