محمد حسن خان اعتماد السلطنه

985

مرآة البلدان ( فارسى )

خلاصه دراين ايام از جانب امناى دولت قوى شوكت ، اسكندر - خان قاجار كه در خراسان بود به دارالخلافه احضار شد و محمد ناصر خان ( كه الحال ظهير الدوله است ) دولو بن ابراهيم خان سردار بن حاجى - جان محمد خان به سردارى سپاه خراسان اختصاص يافت و عباسقلى خان بن محمد زكى خان نورى كه دراين وقت سرتيپ افواج بود و حيدر على خان سرهنگ فوج ششم تبريزى با چند عراده توپ روانهء مشهد مقدس شدند . روز چهاردهم ماه صفر وارد عسكريه گرديده در هفدهم جمعى از جانب نواب و الا به استقبال رفته كه سردار را به اردو آورده باشند . نوشته‌اى نيز براى انهاى اين مطلب به سردار فرستادند . ولى اين خط وقتى به سردار رسيد كه از منزل كوچ كرده و راه مىسپرد . سالار ديد كه از جانب عسكريه لشكرى در حركت است و از اردو سپاهى به دو براى پذيره نپيوسته . اين امر را فوزى عظيم دانسته با توپخانه و سوار و پياده از شهر بيرون رفته و راه را بر سردار بسته از دو طرف صداى شليك توپ بلند شد . نواب حسام السلطنه از استماع بانگ توپ بر قضيه واقف گرديدند و فرمان دادند كه سوار و توپخانه از اردو به معاونت سردار حركت كنند . على خان قراگوزلو و عبد العلى خان با چهار عراده توپ برفتند و خود نواب و الا نيز دنبال آنها را گرفتند . وقتى سپاه و توپ رسيد كه سوارهء شهرى بر پيادهء افواج حمله برده و داخل شده بودند . از پشت‌سر سالار نعرهء توپ اردو و تفنگ سربازان بلند شد و سپاه سالار يك مرتبه به محاربه درآمدند و روى بدين‌سو كردند . امير اصلان خان پسر سالار و عباسقلى خان دره‌جزى از غايت جلادت پياده شده پيشاپيش لشكر اقدام به جنگ مىكردند . دراين اثنا ، نواب و الا حسام السلطنه در رسيد و جنگ بزرگ شد و از دو جانب اسب و سوار را گلولهء توپ با خاك يكسان مىكرد . آخر الامر سپاه سالار را منهزم نموده و تا اراضى بابا قدرت تعاقب كردند و اين وقت سه ساعت از شب رفته بود . سالار به شهر داخل شد و سردار بماند و نواب و الا چنان مصلحت ديدند كه سردار بعد از سه روز به اردو آيد و در عسكريه بماند و حسب الحكم در اردوى سردار سنگرى محكم ببستند . چون سه روز بگذشت قرار شد كه لشكر سردار از عسكريه حركت نموده از جانب كوه‌سنگى گذشته به‌طرف دروازه آمده روبروى ارگ را محاصره نمايند . از زمان حركت سردار تا زمان ورود ، ميانهء شهرى و سردار گيردار و