محمد حسن خان اعتماد السلطنه

980

مرآة البلدان ( فارسى )

ده هزار نفر از شهر بيرون آمده و با مقدمهء لشكر جنگ درپيوستند . چون نواب و الا از خيرگى شهريان خبر شد ، فرمان دادند كه دو هزار نفر مقدمه را به توپ و قشون امداد نمايند و اين رزم چهار ساعت امتداد يافت . آخر الامر طورى شهريان را عقب نشاندند كه جمعى به خندق ريختند و مجال بستن دروازه ننمودند و لشكر منصور دويست نفر تفنگچى را دستگير كرده زنده به حضور نواب و الا آوردند و نواب معظم اليه براى رفع وحشت خلايق آنها را مرخص نموده به شهر رفتند . و نواب و الا در ميان شمال و مغرب شهر منزل نموده سران سپاه در اطراف شهر برابر دروازه‌ها سنگر بستند و اردو زدند و همه روزه نايرهء قتال از طرفى اشتغال داشت . در اوايل شهر شعبان ، سه هزار سوار تركمان سرخسى به كمك سالار رسيدند و با جمعيت شهرى از دروازهء پايين خيابان به‌طرف شرقى سنگر سام خان زعفران‌لو تاختند . ابو الفيض خان برادر سام خان و مير - محسن خان تيمورى كه قراول سنگر او بودند به محاربهء سواران پرداختند . سالار مشغول بودن آنها را با يكديگر موقع و فوزى عظيم دانسته با تمام جمعيت شهرى به سنگر سام خان يورش برد و از بالاى برج نيز شمخالچيان و توپچيان و تفنگچيان مشغول تيراندازى شدند . از جمله اول سالار فوج ترشيزى از سنگر سام خان عقب نشست . چون سام خان از دور اين بديد شمشير بركشيده به منع فوج مزبور پرداخت . از طرف ديگر نواب و الا و افواج و توپخانه در رسيدند . ولى آن روز كارى از پيش نرفته فقط در انتظام امور لشكر اهتمام كردند . روز ديگر پانزده هزار نفر از سپاهى و ارباب حرف از شهر با سالار بيرون آمدند و به جانب سنگر بالا خيابان و سراب راندند . كم‌كم پيش مىرفتند و تفنگ مىانداختند . مردم سنگر كه مجرب بودند دست نگاه داشتند تا مردم و قشون شهرى به جاى تيررس رسيدند . فوج مخبران و ماكوئى به ترتيب مشغول شليك توپ و تفنگ شدند . در شليك اول صد نفر از پا درآمده و شهريان راه هزيمت پيش گرفتند و چون بسيارى از آنها كشته شد ديگر تا ده روز از شهر بيرون نيامدند . شب سيزدهم رمضان ، قصد شبيخون زدن به اردو نمود و سلطان خان افغان را براى تفحص و تحقيق حال اردو فرستاد تا منازل اشخاص را مشخص نمايد . چون او به اردو نزديك شد پيشقراولان او را هدف گلوله نمودند . همراهان او جسد او را برداشته نزد سالار بردند . سالار كه اين