محمد حسن خان اعتماد السلطنه
972
مرآة البلدان ( فارسى )
شبى ، سه ساعت به طلوع فجر مانده ، فرقهء مطروده به اردوى مامورين شبيخون آورده هنگامه برپا شد و چون خيكهاى نفت بر اماكن چوبى سپاهيان ريخته آتش مىزدند صحرا شعلهزارى بهنظر مىآمد و ملا حسين بشرويه كه اسم خود را سيد على اعظم نهاده بود ، درميان جنگ با عمامه سبز و لباس سفيد ، اتباع خود را ترغيب به جنگ مىكرد هدف گلوله شده بعد از وصول به قلعه درگذشت و جسد او را نهانى در بن ديوارى از مقبرهء شيخ طبرسى به خاك كردند و مريدهاى او را به گمان اينكه تن او در خلوتخانه به امانت است و به زودى دوباره زنده خواهد شد و بعد از او حاجى محمد على كه به قول ملا حسين على اعلى نام گرفته در مقام عصيان ثبات قدم به خرج مىداد . و مدتى خونها به ناحق ريخته شد تا عاقبت سليمان خان افشار قاسملو از دربار معدلت مدار مأمور مازندران شده به دفع اين طايفه پرداخت و قشون دارالمرز به غلبه قلعه را گرفته بابيه را مقهور و جمعى از آنها را كه شرعا و عقلا واجب القتل بودند بكشتند و حاجى محمد على رئيس آن جماعت را به خواهش جناب سعيد العلما و ساير فضلا به بارفروش بردند و پس از سؤالوجواب و عذرهاى ناصواب بر خر نشانده در شهر بگردانيدند و ازدحام عام شده او را با شمشير ريزريز كردند و قلعهء جديدهء شيخ طبرسى را با خاك يكسان نمودند . نيز از فتنههاى اين قوم مطرود يكى خروج ملا محمد على زنجانى بود . اين مرد از تلامذهء مرحوم شريف العلما و بعد از چندى تحصيل ميل او به رياست فوق العاده و مشاجره با علما معلوم [ شد ] . در زمان فتنهء بابيه ، او نيز موقع را مناسب ديده با سيد على محمد مكاتبات ردوبدل نموده طريقهء او را قبول كرد و مردم را به او دعوت نمود و جمعى كثير دور او گرد آمدند و به رياست او پا در راه تمرد نهادند و سيد على خان سرتيپ فيروزكوهى با جمعى ديگر به تنبيه اين طايفه مامور و روانه شدند . و چون استعداد ملا محمد على در زنجان از هر جهت زياد شده بود ، چندى محاصرهء زنجان امتداد يافت و خونها ريخته شد . محمد خان بيگلربيگى بن فتحعلى خان ابن هداية الله خان گيلانى به تسخير زنجان و دفع آن طغيان روانه شد و باز مدتى شهر دربند محاصره بود و از جانبين بر شمار كشتگان مىافزود تا وقتى كه به ضرب گلوله دست ملا محمد على شكسته و پس از هفتهاى بمرد و فرقهء مردوده بىسردار ماندند و لابد از در استيمان درآمدند و آنها كه