محمد حسن خان اعتماد السلطنه

969

مرآة البلدان ( فارسى )

و همراه باشند و در سيم ذيحجة الحرام عازم مقصد شده نايل به مقصود گرديد . و ميرزا نصر الله صدر الممالك اردبيلى را ، بعد از شورش افواج ، مغرضين متهم نموده به قم رفت و از آنجا او را روانهء كرمانشاه كردند و آغا بهرام قراباغى را نيز مخذولا به كرمانشهان برده سپردند و جمعى از امرا كه مورث فتنه و شورش بر ضد ميرزا تقى خان بودند تنبيه شدند . شرح فتنهء طايفهء بابيه اگرچه تمامى فتنهء طايفهء مزبوره متعلق به اين سال نيست بلكه بعضى به سالهاى سابق و برخى لاحق تعلق دارد ، ولى محض اين‌كه رشتهء مطلب گسسته نشود اين غايله را با سرها دراين مورد مىنگارد و هى هذه : سيد على محمد معروف به باب پسر ميرزا رضا از سادات شيراز كه آباء و اعمام او به تجارت و بزازى در شيراز و يزد معاملتى داشتند ، بعد از آن كه چندى در عتبات عاليات در حوزهء درس علما خاصه حاجى سيد كاظم رشتى بود ، به بندر بوشهر آمده مدتى دراين بندر سربرهنه در آفتاب رياضت كشيده رطوبت دماغش تمام شده ابتدا مدتى مدعى نيابت امام غايب عجل الله تعالى فرجه شد و بعدها كم‌كم بر نردبان دعوى صعود نموده ادعاى صاحب الامرى كرده آخر الامر خود را از حضرت خاتم انبيا برتر مىخواند و نوشتجات سخيف خود را از قرآن كريم افصح و ابلغ مىشمرد . حسين خان آجودان باشى حاكم فارس در سال هزار و دويست و شصت و دو او را از بوشهر به شيراز طلبيده در خلوت با او نشسته و دروغى به او اظهار ارادت كرد و او را برآن داشت كه در مجلس علما عقايد و دعاوى خود را آشكار كند و او در روز نوزدهم رمضان در مجلس علماء به اعتماد بر حسين خان آنچه در دل داشت بر زبان آورد و اختلال حواس او بر همه معلوم شده به حرمت سيادت ، به جاى سياست كلى ، چوب زيادى به پاهاى او زدند و روى او را سياه كرده به مسجد وكيل بردند . او اظهار ندامت و توبه كرده