محمد حسن خان اعتماد السلطنه
964
مرآة البلدان ( فارسى )
روانه شدند و چون به سبزوار رسيدند اطميناننامه نوشته براى سالار و جعفر قلى خان فرستادند . ( اسم سالار حسن خان ولد آصف الدوله اللهيار - خان قاجار دولو است و اللهيار خان خال شهريار مبرور ماضى طاب الله ثراه بوده ) . ولى سالار در اوان فترت قوتى گرفته و نواب و الا حمزه - ميرزا « 11 » را ضعف حاصل شده به موافقت يار محمد خان از ظاهر مشهد مقدس به هرات شده بود و بلاد خراسان محكوم سالار گرديده . لهذا آن نوشته را وقعى ننهاد . اما چون سالار به تاخت به تربت حيدريه رفت ، جعفر قلى خان به جانب نيشابور آمد و در ورود او سليمان خان او را پذيرايى كرد و سخنها با او درميان آورد و روى دل او را به جانب دولت گردانيد و از او عريضه گرفته به دارالخلافه فرستاد . ولى چون سالار به سبزوار آمد سخنان عم خود نور محمد خان را نشنيد و دراين وقت سام خان ايلخانى بن رضا قلى خان زعفرانلو كه در طهران مقيم و موقوف بود موقعى درست براى خدمت اين دولت جاويد شوكت و طلب نام نيك و حسن مقام بهدست آورده از دارالخلافه ، فرادا به جانب خبوشان رفته نواب شاهزاده سلطان مراد ميرزا كه به لقب « حسام السلطنه » اختصاص يافتند نيز از جانب اعليحضرت شاهنشاهى مأمور خراسان شده و مصمم تسخير بوزنجرد و تخريب اسفراين بود . نور محمد خان و سليمان خان در چهارشنبه سلخ صفر به اردوى نواب و الا حسام السلطنه آمده و جعفر قلى خان به بهانهء حفظ خانهء خود از سالار اذن خواسته به منزل روئيندز درآمد و مجددا با سليمان خان ملاقات و مقالات نموده در عزيمت دارالخلافه يك دل و در غرهء ربيع الاول روانهء طهران شدند . پس از ورود ، معفو و مورد مرحمت شاهانه گرديد و از جانب دولت نواب سلطان مراد ميرزا با لشكرى جرار ، در پنجم ذيحجه ، راه خراسان گرفته به سبزوار رسيد و لشكر را به محاصرهء شهر فرمان داد . و دراين زمان سام خان زعفرانلو با ششصد سوار كرد از خبوشان به اردوى و الا آمدند و لطفعلى خان بغايرى و اللهيار خان و امير حيدر خان طالش و كوچك آقاى برادرزادهء سليمان خان درهجزى با جمعى سواران به موافقت سام خان به اردو آمده مورد لطف شدند . دراين ايام برفهاى شديدى مىباريد
--> ( 11 ) - نواب معظم اليه و الا ملقب به حشمة الدوله و الان حكمران عربستان و لرستان مىباشند ( اع ) .