محمد حسن خان اعتماد السلطنه

965

مرآة البلدان ( فارسى )

و آذوقهء قشون ناياب و كار تنگ بود . لهذا به خيال ترك محاصره و عزم شاهرود افتادند . اما سام خان منع اين خيال نموده نواب و الا و سپاه را به خبوشان ميل داد و متعهد آذوقه و علوفهء اردو شد و از عهدهء عهد به واجبى برآمد و هنگام عبور به جانب خبوشان از راه سر ولايت نيشابور ، شاهان دز نام قلعه كه درميان راه بود از شليك توپ متزلزل گرديد و صاحب قلعه محمد خان بغايرى فرار كرده به محال بام و جهان ارغيان گريخت و اهالى قلعه امان يافته بيرون آمدند و آذوقه و علوفه كه در آنجا انبار بود به تصرف عساكر منصوره درآمد ، و صفىآباد نيز مفتوح گرديد ، و محمد خان بغايرى به شفاعت سام خان به خدمت آمد و نواب حسام السلطنه به اراضى اسفراين رفتند . و دراين وقت حيدر قلى خان برادر جعفر قلى خان در قلعهء ميان‌آباد بود و از اين قلعه به روئين‌دز نزد جعفر قلى خان شتافت و جعفر قلى خان هنوز به دارالخلافه نرفته بود . از اينجا مطمئن شده رو به طهران نهاد . و نواب و الا آهنگ جوين و قلعهء جغتاى كرد و سالار ، به حمايت اللهيار - خان جوينى ، به اردوى و الا نزديك شد . روزى كه اهالى اردو در مراتع جوين به طلب آذوقه متفرق بودند ، سالار خبر شده هزار سوار بر سر سيصد نفر سرباز كه با دو عراده توپ در آنجا مىبودند فرستاد . چون صداى توپ بلند شد ، سواران عراقى از هر طرف به لشكر خود پيوستند و سالار نيز سواران خود را امر به تاختن كرد و خود نيز براند و اين قليل سرباز مدت شش ساعت با سپاه خراسان جنگ مىكردند تا نواب حسام - السلطنه « 12 » آگاه شد با لشكر به رزمگاه آمد و جنگى بزرگ درگرفت و دويست تن از سپاه سالار مقتول شد و خود او فرار كرد و چهار فرسنگ پس نشست . و نواب و الا آق‌قلعه را محصور و مسخر نموده قلعهء جغتاى نيز به تصرف درآمد . سليمان آقاى قليچ به سالار پيوست و محمد ابراهيم خان قاجار از جانب نواب و الا حسام السلطنه حكومت جوين يافت و نواب معظم اليه قصد تسخير سبزوار كرد . اما سالار مبادرت نموده به سبزوار شد و ميرزا محمد خان برادر خود و امير اصلان خان پسر خود را در آنجا

--> ( 12 ) - سلطان مراد ميرزا پسر سيزدهم عباس ميرزا نايب السلطنه كه پس از فتح هرات به حسام السلطنه ملقب گرديد .