محمد حسن خان اعتماد السلطنه

35

مرآة البلدان ( فارسى )

نعمان بن مقرن المزنى فتح كردند . و اين پيش از فتح نهاوند بود . ارتيان [ مع ] : قريه‌اى است از ناحيهء استو من اعمال نيشابور « 31 » . ارجان [ مع ] : فارسيان ارقان « 32 » تلفظ نمايند . اصطخرى گفته ارجان شهر بزرگى است پرنعمت كه نخل و زيتون بسيار دارد . ميوه‌هاى گرمسيرى و سردسيرى هردو در آن موجود است . اين شهر هم برى است و هم بحرى . نيز كوه و دشت هردو دارد . آبش وافر و مسافتش تا دريا يك روزه راه است و تا شيراز شصت فرسخ است و نيز همين‌قدر مسافت اوست تا سوق الاهواز . به عقيدهء عجم از بناهاى قباد بن فيروز پدر انوشيروان عادل است . گويند همين‌كه سلطنت را دوباره از يد جاماسب برادرش بيرون آورد و با روم نيز جدال نموده ميافارقين و آمد را مسخر نمود آنگاه شهرى بنا كرد و ابزقباد ناميد و آن ابزقباد همان ارجان است و اسيريهاى ميافارقين و آمد را در اين شهر سكنى داد و ناحيه‌اى را كه اين شهر در آن بود ايالتى مخصوص كرد و بعضى رستاقات از رامهرمز و ناحيهء شاپور و الكه اردشير خره و نواحى اصفهان به اين ايالت منضم ساخت . گويند در فتح اسلام از ارجان نيز ذكرى هست نمىدانم همين ارجان است يا غير از اين است و روايت صحيح است يا عليل . و نيز نوشته‌اند كه ايالت ارجان پيش از تشكيل قدرى از خاكش متعلق به اصفهان و قدر ديگر به اصطخر و قدر ديگر به رامهرمز بود . در اسلام اين ايالت مشكل شد . محمد بن احمد فقيه از محمد بن احمد اصفهانى روايت كرده گويد غارى است به ارجان در كوهى . آبى از آن غار بيرون مىآيد از سنگ شبيه به عرق و از او موميائى سفيد خيلى خوبى به عمل مىآيد و اين غار را درى است از آهن كه قفل

--> ( 31 ) - ناحيهء استوهمان خبوشان ( قوچان ) است . قريهء ارتيان امروز جزء شهرستان دره‌گز است . ( 32 ) - در كتب جغرافيائى اين كلمه غالبا به صورت ارغان يا ارگان آمده . در احسن التقاسيم مىخوانيم : « ارگان ، خوره‌اى مهم در دشت و كوه و كنارهء دريا . پر از خرما و انجير و زيتون بادرآمد و بركت است . از عضد الدوله نقل كرده‌اند كه من عراق را براى نام و ارجان را براى درآمدش مىخواهم ( ترجمهء علينقى منزوى ، ج 2 ، ص 630 ) . ر ك ايضا « خوزستان . . . » ص 217 تا 221 .