محمد حسن خان اعتماد السلطنه
34
مرآة البلدان ( فارسى )
ديگر معجم البلدان ياقوت گفته است ميان سوق الاربعاء « 29 » و عسكر مكرم شش فرسخ است . مسجد جامع هرجا ذكر شود مقصود مسجد بزرگى است كه از هر جاى شهر مردم بدان مسجد آيند نه مسجد كوچك محله . اربق [ مع ] : بعضى اربق و اربك نيز گفتهاند ، اما اربك غير از اربق « 30 » است و بعد از همين لفظ ذكر آن بيايد . بالجمله اربق از نواحى رامهرمز است كه در خوزستان مىباشد . ابو الحسن محمد بن على بن مضر الكاتب در كتاب المفاوضه نوشته است كه حكايت كرد مرا قاضى ابو الحسن احمد بن الحسن الاربقى در اربق . يكى از اجلهء فضلاء و قاضى اربق كه در ماه رمضان در اين شهر امامت داشته است گفت وقتى يكى از جفاكاران عجم حكمرانى اربق يافت و جماعتى دور او جمع شدند كه به من حسد مىبردند و كراهت داشتند از مقدم بودن من و به سعايت ايشان منصب قضا را از من گرفت و خواست خطابت و امامت را نيز بگيرد ، مردم شوريده و مسلمانان مساعدت نكردند . من به او اين ابيات نوشتم : شعر قل للذين تألبوا و تحزبوا * قد طبت نفسا عن ولاية اربق هبنى صدرت عن القضاء تعديا * ء اصدعن حذقى به و تحققى و عن الفصاحة و النزاهه و النهى * خلقا خصصت به و فضل المنطق اربك [ مع ] : شهرى و ناحيهاى است از اهواز صاحب قرى و مزارع و در آن قرى و مزارع پلى است كه ذكر آن در غزوات اوايل اسلام مىشود . لشكر اسلام اربك را در عهد خليفهء دويم در سنهء هفده هجرى به سردارى
--> ( 29 ) - سوق الاربعاء ( چهارشنبه بازار ) در مجاورت سوق بحر ، در مشرق دجيل و در ساحل رودخانهاى كه شهر را به دو محله قسمت مىكرد و آن دو محله را پلى چوبى بههم متصل مىساخت جاى داشت ( سرزمينهاى خلافت شرقى لسترنج ، ترجمهء محمود عرفان ) ص 261 . ( 30 ) - اربق يا اربك از بخشهاى رامهرمز بوده . ياقوت ، اربق و اربك را دو جاى مختلف دانسته ( معجم البلدان ج 1 ص 171 ) . پل اربق ( اربك ) سر راه رامهرمز به اهواز بوده ( خوزستان و كهكيلويه تأليف احمد اقتدارى ص 179 ) . اعتماد السلطنه با اتكاء به معجم - البلدان ، اربق و اربك را از هم جدا كرده .