محمد حسن خان اعتماد السلطنه
30
مرآة البلدان ( فارسى )
زبان مخصوصى دارند كه آن را آذريه مىگويند و غير از خودشان كسى نمىفهمد . مردمان سهل القبول خوش معاشرتى دارد . عيبى كه دارند قدرى بخيلند . از خصايص اين مملكت است كه فتنهخيز است و غالب در اين بلاد نايرهء جنگ و جدال در اشتغال است و هرگز خالى از اينگونه حوادث نيست بههمين جهت هميشه شهرهاى آن خراب و قراى آن باير است و درين عهد در تصرف سلطان جلال الدين بن سلطان محمد خوارزمشاه است . و در عهد خليفهء دوم عمر بن خطاب لشكر اسلام اين مملكت را فتح كرد . وقتى كه مغيرة بن شعبه را اين خليفه والى كوفه كرد ، فرمانى به همراهى او براى حذيفة بن يمان فرستاد و او را مأمور تسخير و تصرف آذربايجان نمود . نامه در نهاوند به حذيفه رسيده با لشكرى جرار رو به آذربايجان نهاد . چون به اردبيل - كه الآن يكى از بلاد آن مملكت است - رسيد مرزبانان آذربايجان از باجروان و ميمد و بذ و سراب و شيز و ميانج و غيره جمع شده چند روز ابتدا جنگ سختى با لشكر اسلام كردند و آخر كار به صلح انجاميده هشتصد هزار درهم كه تقريبا معادل هشتصد هزار تومان است به حذيفه دادند كه لشكر اسلام دست از قتل و نهب و اسر بكشند و آتشكدهها را خراب نكنند و متعرض اكراد بلاشجان « 24 » و سبلان ( ساولان ) و ميانرودان « 25 » نشوند و مانع اهل شيز نگردند كه آداب مذهبى خودشان را معمول دارند . خاصه در اعياد و رسومى كه دارند واضح و آشكارا بدان عمل نمايند و ظاهرا رقص و شادى كنند . پس از استقرار اين صلح ، حذيفه لشكر به مغان و جيلان كشيد و آن دو جا را نيز مقهور كرده خراجى براى ايشان مقرر و صلح نمود . بعد عمر حذيفه را معزول و عتبة بن فرقد را بهجاى او منصوب كرد . عتبه از موصل يا شهرزور به آذربايجان آمد و مردم اردبيل را كما كان مطيع و اهالى بعض نواحى ديگر را ياغى ديده مجددا با آنها مقاتله نموده غالب شد و غنيمت بسيار عايد او گرديد . پسر عتبه ، عمرو نيز در اين سفر با پدر بود . واقدى گويد مغيرة بن شعبه آذربايجان را در سال بيست و دو هجرى مسخر كرده ماليات بر آن بست . ابو منذر هشام بن محمد از ابو مخنف روايت
--> ( 24 ) - بلاشجان - بلاشگان . ( 25 ) - لابد منظور آن منطقه است كه امروز مياندوآب ( مياندوآب ) خوانده مىشود .