محمد حسن خان اعتماد السلطنه

24

مرآة البلدان ( فارسى )

امتحان من است وارد بر اين آتش مىشوم و از آن عبور مىكنم اگر خيانتى در خاطر من بوده اين آتش مرا خواهد سوخت و اگر نسوختم دليل موجهى است بر پاكى دامن من . اين بگفت و پا در ميان آتش نهاده از طرف محاذى به سلامت بيرون آمد و رفع تهمت از او شد « 15 » و اين تل خاكستر از اين آتش است و امروز در ابرقوه آن تل خاكستر را كوه ابراهيم مىنامند و حال آن‌كه حضرت ابراهيم ( ع ) فارس را نديده و واقعهء نار خليل در كوثا بوده « 16 » و در كتابى ديده‌ام كه حضرت ابراهيم ( ع ) به ابرقوه آمده مردم را منع كرد كه با گاو شخم زمين نكنند و بدين جهت باوجود گاو زياد هرگز آن را به شخم نمىدارند . ابو بكر بن محمد معروف به حربى شيرازى از براى من حكايت كرده گفت شنيدم از پسر دختر ظهير فارسى كه مىگفت سه مرتبه در فصول مختلفه به ابرقوه آمدم هرگز داخل شهر نديدم باران بيايد و عقيدهء سكنه اين است كه اين فقره از تأثير دعاى حضرت خليل است . و ابو القاسم على بن احمد ابرقوهى وزير بهاء الدوله ابن عضد الدوله ابن بويهء ديلمى منسوب به اين ابرقوه است . نيز اصطخرى در تعيين مسافت بين يزد و نيشابور ذكرى از ابرقوه مىنمايد كه بعضى از آن اين است كه ابرقوه دهى است معمور كه هفتصد مرد در آن است و آب جارى دارد و موضعى خرم و با فسحت و نعمت است و او را در عداد منزلى معدود مىنمايد كه معلوم مىشود اين ابرقوه غير از ابرقوه معروف است . تقويم البلدان نقل از مشترك ياقوت [ كرده گويد ] ابرقوه شهر مشهورى است در نواحى اصطخر فارس و قصبه‌اى است در بيست فرسخى اصفهان . آثار الاول مطابق است با آنچه ذكر شد . صاحب تذكرهء هفت اقليم گويد تپه‌اى در ابرقوه معروف و موسوم است به تل سياوش . مؤلف گويد اين عقيده اقرب به صحت است زيرا كه سياوش بن كيكاوس را نوشته‌اند متهم به عشق سودابه ( سعدى ) شد نه كيخسرو .

--> ( 15 ) - در خصوص آزمايش با آتش كه در نزد زردشتيان « و رنگ » خوانده مىشود رجوع فرمائيد به مقالهء هوشنگ اعلم ( ماهنامهء فرهنگ سال اول شمارهء دوم ص 35 - 45 ) . ( 16 ) - كوثا دو دهكده است در بابل كه ما بين آن دو تلهاى خاكستر است . معروف است كه اينها خاكستر نار خليل است ( ا ع ) .