محمد حسن خان اعتماد السلطنه
12
مرآة البلدان ( فارسى )
است كه اكنون در آب پنهان است » . و علت پنهان شدن اين جزيره را در دريا اين دانسته كه هنگامى كه مغول به جهت جنگ و دشمنى سختى كه با خوارزم و خوارزمشاهيان داشتند راه جيحون را از خوارزم بگردانيدند و به خزر اتصال دادند . و چون اين دريا از هيچ سمت به درياهاى ديگر راه ندارد چون اين آب بر او افزود لابد قدرى از خشكى را دريا نمود و آبسكون در آب پنهان شد . مؤلف گويد اين قول عليل است . اقوال او « 2 » نيز بعينه چون تحقيق صاحب نزهة القلوب است . چيزى كه علاوه مىگويد اين است كه گويد سلطان محمد خوارزمشاه در اين جزيره مدفون است چنانكه همهء مورخين گفتهاند . مؤلف گويد : آبسكون همين شبهجزيرهء ميانكاله است . زيرا كه جزيرهاى كه در جغرافى قديم نوشتهاند در سمت شرقى مازندران نزديك استراباد نيست مگر شبهجزيرهء مذكور و الان آثار قديم كه دلالت بر آباد بودن آن در يك عصرى بنمايد ابدا وجود ندارد . بلكه استعداد آبادى هم در آن مشاهده نمىشود . يحتمل موضعى [ را ] كه آباد بوده آب گرفته و مغمور دريا شده باشد . در شوال سنهء 1292 كه در ركاب همايون شاهنشاهى ، مؤلف به سفر مازندران رفته بود شبهجزيرهء ميانكاله را كه محاذى اشرف است به دقت ملاحظه نمود . بلكه مرداب ميانهء اشرف و ميانكاله را كه در شمال اشرف و جنوب ميانكاله واقع است سير كرده آبادىاى كه در ميانكاله شده ابتداى آن پنج سال قبل است . در اين مدت دو قلعه به حكم همايون بنا شده : يكى در محل موسوم به پلنگان محاذى اشرف است كه تمام شده و توپ و سرباز و تفنگچى دارد . ديگرى قلعهء سرتك است كه قريب به اتمام است . در تمام شبهجزيرهء ميانكاله آب جارى وجود ندارد . به حفر چاهها كه زياده از يك ذرع عمق ندارد ، تحصيل آب بدمزهاى مىتوان كرد كه در حقيقت همان آب درياست كه جزئى ملح او به واسطهء تقطير شدن در شنزار قدرى كم شده است . آبندون [ مع ] : قريهاى است از قراى جرجان . ابو بكر احمد بن محمد بن على بن ابراهيم بن يوسف بن سعد جرجانى آبندونى كه از ثقاة رواة است در اين قريه متوطن بوده .
--> ( 2 ) - اشاره به صاحب زينة المجالس است .