محمد حسن خان اعتماد السلطنه
13
مرآة البلدان ( فارسى )
آبه [ مع ] : حافظ ابو بكر احمد بن موسى بن مردويه گويد : « آبه قريهاى است از قراى اصفهان و دهكدهاى است از دهات ساوه كه موطن جرير بن عبد الحميد بوده » . آنچه من تحقيق كردهام شهر كوچكى است محاذى ساوه كه به جهت قافيه شدن با ساوه آن را آوه هم گفتهاند . مردمش شيعه و چون مردم ساوه سنى بودند بينهما دائم منازعه بود . قاضى ابو نصر گفته ، شعر و قائلة ابتغض اهل آبة * و هم اعلام نظم و الكتابة فقلت اليك عنّى انّ مثلى * يعادى كل من عادى الصحابة آبه [ تق ] : شهرى است در طرف مشرق همدان منحرف به سوى شمال آن بلده . مسافت آن تا همدان هفده فرسخ و تا قزوين شانزده فرسخ . و حالت قزوين به آبه مثل حالت آبه است به همدان . يعنى در طرف مشرق و منحرف به سوى شمال اوست . ياقوت حموى در مشترك گويد : « مسافت ما بين آبه و ساوه پنج ميل واقع ميانهء رى و همدان است » « 3 » . آبه سه موضع است : اول : قصبهء نزديك ساوه ميانهء رى و همدان . ميانهء آبه و ساوه نهرى عظيم در جريان است كه در بهار طغيان مىكند . اتابك شيركوه پل بىنظيرى عبارت از هفتاد طاق بر روى آن نهر ساخت . دوم : قريهاى است از اصفهان . سيم : دهى است در مصر در خاك بهنسا در صعيد مصر . آوه [ نز ] : از اقليم چهارم است از بناهاى اردشير بابكان . دور باروى آن پنج هزار قدم و هوايش معتدل و آبش از رودخانهء گاوماسا - و در صورت صحت ، اين گاوماسا غير از رودخانه گاوماسائى است كه منبع آن از نهاوندست - و در آن شهر در زمستان يخآب در چاه مىبندند چند دفعه تا فرومىخورد و در تابستان همچنان يخآب باز مىدهد . و چون آن
--> ( 3 ) - برگزيدهء مشترك ياقوت حموى ( ترجمهء محمد پروين گنابادى . چاپ مؤسسهء انتشارات امير كبير . سال 1362 ) ص 17 .