محمد حسن خان اعتماد السلطنه
8
مرآة البلدان ( فارسى )
است مثلا عرض طهران سى و پنج درجه و چهل دقيقهء شمالى است نمىتوان محل حقيقى آن را بر صفحهء زمين درست به دست آورد ، چونكه نمىدانيم در كدام نقطه واقع است از محيط دايره كه به عرض سى و پنج درجه و چهل دقيقهء شمالى فرض نمائيم . پس لازم شد كه مواضع بلاد را نيز نسبت دهند به دايرهء عظيمهء ديگر كه قايم باشد بر دايرهء استوا و اختيار نمودند يكى از دواير بىشمار نصف النهار را كه كرهء زمين را در جهت شمال جنوب قطع مىكند و چنين دايره را نصف النهار اصلى و نصف النهار اول و مبدا گويند و به چنين دايره نسبت مىدهند مواضع بلاد مختلفه را مثلا گوئيم طهران فلان قدر درجه سمت مشرق يا سمت مغرب نصف النهار اصلى واقع شده است . حال مشخص نموديم كه طهران در سى و پنج درجه و چهل دقيقه عرض شمالى واقع است ، پس اگر علاوه بر آن بگوئيم كه مثلا چهل و هشت درجه بهسمت مشرق نصف النهار اصلى واقع است موضع حقيقى آن خوب بر صفحه زمين معلوم مىشود . دايرهء نصف النهار اصلى طول را بر دو جزء منقسم كند يكى را طول شرقى گوئيم و ديگر را طول غربى و عوض آنكه بگوئيم طهران فلان قدر درجه به سمت مشرق يا بهسمت مغرب نصف النهار اول واقع است چنين گوئيم كه فلان درجه طول شرقى يا غربى اوست و هركدام از دو طول شرقى يا غربى ابتدا از نصف النهار اصلى تا صد و هشتاد درجه ممتد مىشود و چون وسعت و طول جميع دواير نصف النهار متساوى است و از هيچ بابت اختلافى ندارد سببى موجود نيست كه در اختيار نصف النهار اصلى بعضى از آنها را بر بعض ديگر ترجيح دهيم . لهذا طوايف مختلفه در خصوص اختيار نصف النهار اصلى اتفاق ننمودهاند . مثلا در زمان قديم چون منتهاىآبادى در جهت مغرب جزاير خالدات را مىدانستهاند جزيرهء « فر » « 1 » را كه غربى آنهاست مبدا طول گرفتند و اين مبدا را هنوز در ايران و ممالك آلمانى معمول دارند و اما در فرانسه ، به فرمان لوئى سيزدهم ، در سال هزار و چهل و چهار هجرى ، مبدا را از پاريس گرفتند از دايرهء نصف - النهارى كه به رصدخانهء آنجا گذرد و حال اين مبدا در اكثر ممالك معمول است و ما نيز در اين كتاب مستطاب هرجا طولى ذكر كنيم مبدا را همين دايره نصف النهار پاريس گرفتهايم .
--> ( 1 ) - Fer غربىترين جزيرهء مجمع الجزاير كانارى .