محمد حسن خان اعتماد السلطنه
پيشگفتار 31
مرآة البلدان ( فارسى )
گرديد » و در كتاب انقلاب ايران براون هم باز تا سخن از اعتماد السلطنه پيش مىآيد ، مىنويسد : محمد حسن خان اعتماد السلطنه فرزند حاجى على خان حاجب الدوله فراشباشى بنام و رئيس دژخيمان ناصر الدين شاه . » بهتر است به اصل مطلب يعنى كتاب مرآة البلدان بپردازيم و اين بحث را رها كنيم . اين سخن پايان ندارد اى عمو * داستان آن دقوقى را بگو * * * مرآة البلدان - چنانكه از نامش پيداست - كتابى است در شرح شهرها و قرى و قصبات ايرانزمين يعنى ايران بزرگ كه شامل منطقهاى بود از رود سيحون تا ماوراء فرات و از دربند باب الابواب در شمال بحر - خزر تا جزاير و سواحل خليج فارس . اين كتاب كه براساس كتب جغرافيائى مؤلفين قديم و سفرنامهء سياحان و مكتشفين جديد نوشته شده بدبختانه ناتمام مانده و تنها چهار مجلد از آن پرداخته آمده است آن هم نه هر چهار مجلد در جغرافيا بلكه از اين مجلدات تنها قسمت اول و چهارم مربوط است به جغرافيا و دو جلد دوم و سوم شرح سلطنت سى سالهء ناصر الدين شاه است از جلوس وى در 1264 تا سال 1294 يعنى سال سىام پادشاهى وى . توضيح آنكه جلد اول تا پايان حرف « ت » و كلمهء « تهران » كشيده شده و به مناسبت تهران ، پايتخت ( دار الخلافهء ) دولت قاجارى و توسعهء اخير آن در سال 1284 و عنوان جديد « دار الخلافهء ناصرى » اعتماد - السلطنه فرصت را مغتنم شمرده براى تجليل از مخدوم خود ناصر الدين شاه ، و شرح سلطنت سى سالهء او را بر قلم آورده و نگاشته است . و در حقيقت دو جلد دوم و سوم ، تاريخ است و بهطور مشخص جدا از سبك و شيوهء دو جلد ديگر و حتى نام ديگر . زيرا اعتماد السلطنه خود اين دو جلد را « مآر السلطان » نام نهاده است . اين « مآثر السلطان » در واقع اساس و مايهء كتاب ديگر اوست به نام منتظم ناصرى . جلد سوم منتظم ناصرى همين مآثر السلطان است كه شرح وقايع سالهاى 1194 تا 1264 يعنى شرح