محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 20

مرآة البلدان ( فارسى )

و ارزش كار ديگران را كاستن و زحمت ديگران را كوچك شمردن و حاصل ذوق و فكر و انديشهء كسى را به صرف توهم و غرض به اين و آن نسبت دادن ، آن هم براساس « گويا » و « از قرار مذكور » و زشت‌تر از آن ، نينديشيده به دنبال چنين سخنانى رفتن و نسنجيده تكرار كردن و از اين و آن بت ساختن و در پاى بتان حاصل رنج ديگران را قربان كردن . بارى از سخنان علامه بگذريم و از تهمتها و افتراهاى بىاستدلال وى درگذريم . زيرا همين مرحوم قزوينى ، آن‌جا كه يادداشتهاى خود را براى خود مىنوشته و در انديشهء نوشتن مقاله و تلويحا بزرگ كردن پدر و همقطار پدر نبوده و هرگز تصور نمىكرده كه روزى آن وريقات ( برگه‌ها ، فيش‌ها ) چاپ شود چنين نگاشته : « جبال شروين به عقيدهء اعتماد السلطنه ( التدوين 42 - 43 ) همان جبال سواد كوه حاليه است و گويا حق با او باشد . گويد الان گردنه به اسم شلفين مشهور مىباشد كه از آن گردنه شروع به ولايت سواد كوه مىشود و گويد بدون شك ، شلفين همان شروين است واحدى الكلمتين تحريف ديگرى است « 14 » » . آنچه محقق است اين‌كه محمد حسن خان اعتماد السلطنه با وقوفى كه بر نحوهء تحقيق و روشهاى نوين فرنگى داشته خواسته است كه با استفاده از سازمانى كه در اختيار داشته و با بهره‌گيرى از اطلاعات وسيع و دانش و احاطهء نويسندگان نامهء دانشوران و كارمندان ادارات دار الترجمه و دار الطباعه دست به تهيه و انتشار كتبى در زمينه‌هاى تاريخ و جغرافيا و رجال و امثال آن زند و با جلب نظر اهل فضل سازمانى متين و ديرپاى براى جمع مطالب علمى و تهيهء كتابهاى لازم فراهم آورد . وى با پشتكار و شور و شوقى كه داشته در اين راه كامياب گرديده . خاصه آن‌كه ناصر الدين شاه خود نيز به مناسبت علاقهء فراوان به شعر و ادب و تاريخ و سفرنامه‌نويسى او را همواره تشويق و تأئيد كرده است . بدين‌گونه محمد حسن خان كانون علمى ارزنده‌اى از دانشمندان دار التأليف و كارمندان دار الطباعه و دار الترجمه فراهم آورد . از مشاهير اين جمع

--> ( 14 ) - يادداشتهاى قزوينى ( ج 5 ص 217 ) .