محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 21

مرآة البلدان ( فارسى )

مىتوان ميرزا ابو الفضل ساوجى طبيب « 15 » اديب و خطاط اريب و شاعر ( پدر ذبيح بهروز ) و ميرزا حسن طالقانى معروف به اديب و شيخ محمد مهدى شمس العلماء عبد الرب‌آبادى قزوينى و ملا عبد الوهاب گليزورى قزوينى ( پدر علامه محمد قزوينى ) و ميرزا محمد حسين فروغى اصفهانى ( پدر محمد على فروغى ) را نام برد . اين جمع تا پايان كار با هم بودند مگر ميرزا حسن طالقانى كه به جرم بهائيت از جرگهء دانشمندان مؤلف‌نامهء دانشوران رانده شد . وى تنها در جمع‌آورى مطالب جلد اول سهيم بود . ظاهرا روش كار اعتماد السلطنه - آن‌چنان‌كه از مطاوى كتب او و سخنان مرحوم قزوينى برمىآيد - چنين بوده كه كتابهايى را كه براى جامعهء ايرانى لازم مىپنداشته به تشخيص خود معين مىنموده و طرح اصلى آن را خود مىريخته يا به قول علامهء قزوينى « اقتراح » مىكرده و سپس با دوستان در ميان مىگذاشته و كتابهاى مرجع لازم را در اختيار آنان مىنهاده و ترجمه و اقتباس و نقل هر قسمتى را به يكى از دانشمندان محول مىداشته و پس از فراهم آمدن قسمتهاى متفرق ، از قطعات ترجمه و اقتباس و شعر و دستخط و فرمان و تصوير و غيره ، آن اجزاى منفصل و پراكنده را هماهنگ و به ذوق خود جرح و تعديل و حذف و تصحيح مىكرده و با يكديگر جور مىنموده و آنگاه اين مطالب متفرق ولى جور شده را به يكى از كارمندان دار التأليف مىداده تا با ملاطى آنها را به هم تلفيق كند و به عبارت ديگر آن مطالب را به رشتهء تحرير درآورد و سپس دفتر تحرير شده را ، چنانچه مىپسنديد ، به رسم معمول هر كشور استبدادى به شاه عرضه و تقديم مىنموده . گاه نيز اتفاق مىافتاده كه به دستورات و راهنمائيهاى وى توجه نمىشده و اعتماد السلطنه هم به علت اشتغال به كارهاى فراوان و متفرق ادارى و حضور وقت و بىوقت در « در خانه » ( دربار ) غفلت مىكرده و از نظر اطمينانى كه به همكاران داشته ، كتاب تحرير شده را بدون پيرايش و ويرايش « اديت » به مطبعه مىسپرده و ناگهان متوجه مىشده كه مطالبى خلاف نظر و سليقهء او در كتاب آمده . يكى از اين موارد را اعتماد السلطنه خود در خاطرات خويش نقل كرده و اتفاقا مربوط است به‌همين جناب شمس العلماء عبد الرب‌آبادى قزوينى .

--> ( 15 ) - شرح حالى به اختصار ازو در المآثر و الاثار آمده ص 273 ( چاپ سربى ) و به تفصيل بيشتر در حديقه الشعراى ميرزا احمد ديوان بيگى .