محمد حسن خان اعتماد السلطنه

52

مرآة البلدان ( فارسى )

است و اهل همدان در نظم و نثر خود تعريفها و توصيفها از اين كوه كرده‌اند و او را از بزرگترين مفاخر شهر خود شمرده‌اند و هرگاه در غربت بوده‌اند اظهار شوق به رؤيت و نزهت و تفرج اين كوه كرده‌اند و به جهت وجود اين كوه تفضيل و ترجيح داده‌اند شهر همدان را به ساير بلدان . و عين القضاة عبد الله بن محمد ميانجى در وقتى كه محبوس بود « 68 » نامه‌اى به اهل همدان نوشت و اين دو شعر را در آن درج فرمود ، شعر الاليت شعرى هل ترى العين مرة * ذرى قلتى اروند من همدان ديار نهاينطت على تمائمى * و ارضعت من فطانها بلبان معروف است كه اكثر آبهاى كوهها از پائين كوههاست مگر اروند كه آب آن بالاى آن و منبع مياه در قله است . شاعرى ديگر در تفضيل همدان و اروند بر بغداد در ضمن خطاب به معشوقه‌هاى بغدادى گويد ، شعر ابغداد كم تنسيه اروند مربعا * الاخاب من يشرى ببغداد اروندا و ضمير تنسيه راجع به نفس شاعر است . يكى از اهل همدان روايت كرده گويد خدمت حضرت ابى عبد الله جعفر بن محمد الصادق عليه السلام رفتم . حضرت فرمودند كجائى هستى ؟ عرض كردم از جبال ، فرمود از كدام شهر ؟ گفتم همدان . فرمود از كوه همدان كه آن را راوند مىنامند آگاه هستى ؟ عرض كردم جعلنى الله فداك اين كوه را اروند مىنامند . حضرت فرمود بلى چشمه‌اى از چشمه‌هاى بهشت در اين كوه است . اهالى همدان را عقيده اين است كه چشمه‌اى كه حضرت فرمود همان چشمه‌اى است كه در قلهء اروند است و در اوقات مخصوصى از سال آب از آن بيرون مىآيد از شكاف سنگى ، و اين آب نهايت گوارا و سرد است . اگر كسى يك روز و يك شب صد رطل از اين

--> ( 68 ) - عين القضاة محمد بن عبد الله بن محمد بن على ميانجى همدانى از عرفاى تندرو قرن ششم است كه بر اثر بدگوئى حسودان و بد انديشان به الحاد و كفر متهم شده در عين جوانى در سال 533 به مرگ محكوم گرديد . او را بر دار كردند و پوستش را بركندند و در بوريائى آلوده به نفت پيچيدند و آتش زدند ( مقالهء نگارنده در مجلهء يادگار سال سوم شمارهء 2 ص 63 تا 70 و ريحانة الادب ج 3 ص 144 ) .