مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
74
محاسن اصفهان ( فارسى )
[ ذكر چهارم ] در محاسن داخلى و خارجى شهر از تعداد عمارات و تعيين حقوق و متوجّهات روزگار پيشين و عصر مترجم و از جملهء غرايبى كه ساحت با راحت اين معمورهء گل و آب ؛ بلكه اين جناب جناب مآب از لطائف رغائب ربّانى و مواهب سبحانى به اوفى مرابع نعم ، و اوفر مراتع نعم بدان مخصوص و منفرد است ، و عجايبى كه اين گلشن مملكت ، و روضهء جنّت ، از نسيم عنايت فضل پروردگارى چون ايّام فصل بهارى ، با طراوت و نضارت است ، و بر روى زمين ، چشم زمان را چنان خصايص و بدايع ، در هيچ عصر ، به هيچ مصر ، ديدار ، ارزانى نداشته ؛ بل روحانيّت بهشت برين را بر اين صورت و وضع پنداشته ، آن است كه عرصهء اين بقعه و حصّهء اين خطّه را مساحت طول و عرض بر مسافت شش فرسنگ در چهارده فرسنگ ، يا هشت در دوازده - على كلتا المساحتين - بيشتر واقع نيست ، و بر اين عرصه ، قريب هشت صد پاره ديه و مزرعه كه به حقيقت هر ديهى شهرى معتبر ، و هر مزرعهاى از ديهى بزرگتر ، با كثرت اصناف اهالى و سكّان ، معمور و قائم ، مشرب بعضى از آن نواحى و رساتيق از جوى زرّينرود كه جارى مىشود از منبع كه آن را « چشمهء جانان » مىگويند تا مغيض كه رويدشت سفلى است بر طول پنجاه فرسنگ ، زمينى اندك مسافت كمفرسنگ مغرس اشجار گوناگون ، و منبت رياحين رنگارنگ . و معنى نسبت زر ، بدين رود ، آنكه از اين شطّ شيرين حركات پربركات ، و فايده ، بر روى آن زمين ، يك قطره آب ، مهمل و معطّل ، بىفايده روان نيست ، و شرب هر ضيعهاى ، و قسم