مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )

75

محاسن اصفهان ( فارسى )

هر قطعه‌اى از آن بر مقدارى مبيّن ، و فرضى معيّن ، و ميزانى مقوّم ، و وردى مقسّم ، بىتفاوت زيادت و نقصان ، و شائبهء ربح و خسران ، بر خاص و عام اهالى اصفهان و نواحى آن ، نفع بىشمار و سود بسيار ، روان و ريزان مىدارد ، و برخى را از كاريزهاى كسروى و چشمه‌هاى خسروانى كه زهاب هريك از سرچشمهء عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ ترشّح مىنمايد ؛ بلكه چشمه‌سار فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ مفتّح از آن مىگشايد ، چشمه بر چشمه و چاه بر چاه بر مسافت فرسنگ‌ها مرتّب و محفور ، عمق آن به نسبت با سطح زمين نه نزديك و نه دور ، و در منفع ازدراع و فايدهء سقايت مضاف با زرّين رود صافى و معين نور على نور ، و بعضى را سقى از كاريز و رودخانه از منبع مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ روانه ، معين به موجب قوانين ، و مقنّن به دساتير دواوين ، و باقى را استحقاق سيح از مصّب أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ، نه از مشرب شط قسمى ، و نه از كنارهء كاريز ، سهمى . بر اين‌گونه نمونهء مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ ، هر سال از اوّل حمل تا آخر حوت ، به فرمان الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ از مستدركات و محصولات شتوى و صيفى ، و مربّيات و معمولات ربيعى و خريفى ، بر مقتضاى وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ انواع اعناب و الوان فواكه تازه و تر ، از سيب و انبرود و به و غير آن ، گوناگون اغذيه و اطعمه و غلّات و حبوب آزاد فربه‌نواز گندم و زرد و باقلا و جو مانند آن از خزانهء نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا بر روزگار صالحان اهالى ، و سكّان نواحى و حوالى ، چندان فائض مىگردد كه به غير از محاسبان ديوان وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ ضبط و شمار آن به عقود خناصر علم الغيب نتوانند ، و از غايت شكرگزارى اين نعمت‌ها آفريدگار را برحسب تفاوت درجات و اختلاف طبقات كه مستجلب مزيد و مستجمع تضعيف آن و صد چندان باشد ، از بهار تا بهار ، فرمان اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً عواطف بىشمار در حقّ صغار و كبار برقرار ، بر سبيل ادرار ، مجرى و روان مىدارد ، و چه عجب چون از بندگان ، مطاوعت شكر نعمت و شرايط آن بر اين صورت به تقديم رسانيده آيد ، و از الطاف و مواهب منعم ، ازدياد احسان و تضعيف