ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

91

مازندران و استرآباد ( فارسى )

و نيز فرمان داد مجراى آبى از كوهستان تا دريا بسازند و آب به شهر بياورند و آن را گيلانه جوى ناميد . بعلاوه يك حوض ماهى و در بيرون دروازه صيد ميدانى بزرگ و خندق عميقى ساخت كه آثارش تا زمان ابن اسفنديار باقى بوده « 1 » . اول بنايى كه از طرف مسلمين در طبرستان ساخته شد مسجد بزرگ سارى بود كه بدستور ابو الخضيب نخستين حاكم بنى عباسى در طبرستان در سنهء 140 هجرى بنا گشت . ديرى نگذشت كه در همان محل مسجد جامع را ساختند . چنان كه ابن اسفنديار ميگويد « ساختمان مسجد سارى در زمان هارون الرشيد بوسيلهء يحيى بن يحيى شروع و توسط مازيارن بن قارن تمام شد . » سارى پايتخت فرمانفرمايان آل طاهر و پادشاهان آل على حسن و محمد بن زيد در قرن سوم و تا سال 635 هجرى هم مركز آل باوند بود . ديوارهاى سارى در سال 179 هجرى بوسيلهء عبد الملك بن قعقع مرمت يافت و بعد بدست مازيار ويران شد . ولى خود او به زودى آن را تعمير كرد و ديرى نگذشت كه مازيار بدست عبد اللّه بن طاهر گرفتار گشت و او مازيار را نزد خليفه برد و بدستور وى در سامره در سنهء 224 هجرى بقتل رسيد . شهر سارى را روسها در سال 298 هجرى ( 910 مسيحى ) وقتى كه از راه دريا بسواحل مازندران تاخته بودند ، آتش زدند . در سال 325 هجرى سارى از سيل آسيب سخت ديد . بطورى كه مردم آن ناچار به كوهستان پناه بردند . مقدسى ( 375 هجرى ) راجع به سارويه ( نام قديمى سارى ) مينويسد : « محل پرجمعيتى است كه در آنجا پارچه فراوان ميبافند و بازارهاى آن مشهور بود . داراى حصارى كوچك و خندقى بود و يك مسجد جامع داشت كه درخت باشكوه نارنج آن بسيار جالب بوده و همچنين درخت خيلى بزرگ انجير بر پل شهر و بعلاوه پلى كه با قايق بسته شده

--> ( 1 ) - كتاب ابن اسفنديار صفحهء 115 .