ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
92
مازندران و استرآباد ( فارسى )
معروف بود . » « 1 » حسام الدوله شهريار ، دژهاى سارى را در حدود سال 500 هجرى تعمير كرد . اين اسپهبد در دولت آباد كه نزديك سارى واقع است قصرى داشت . در سال 578 هجرى سلطان تكش بر ضد شاه اردشير از راه گرگان به مازندران لشكر كشيد و به سارى آمد قصرها و قلاع آن را بسوزانيد و شهر را غارت و اطراف آن را به كلى ويران كرد . در زمان پادشاهى سلطان محمد خوارزمشاه باز سارى غارت شد . ويرانى كه بدست مؤيد باللّه يكى از سرداران او پديد آمد بقدرى زياد بود كه براى احتراز از حدت آفتاب احدى نميتوانست پناهگاهى در شهر بيابد . سارى در قرن هفتم هجرى هنگام حملهء مغولها باز صدمهء بسيار ديد . وقتى كه حمد اللّه مستوفى راجع به اين شهر شرحى مينوشت ، آنجا تقريبا ويرانه بود . با وجود اين هنوز زمينهاى آن حدود انگور و غله فراوان بدست ميداد و از پيلههاى ابريشم در آنجا پارچه مىبافتند . در سال 635 هجرى حسام الدين اردشير بن كينخوار پايتخت را از سارى كه آسان در معرض حملات مغول بود به آمل كه خود در آنجا اقامت داشت انتقال داد . در ظرف مدت كوتاهى كه خاندان جلالكيا در مازندران حكومت داشتند عمارتى در سارى برپا ساختند . ولى قسمت عمدهء شهر هنوز در حال ويرانى بود و به زودى جنگل آن محل را فراگرفت و مكان جانوران شد . سيد كمال الدين بن قوام الدين مرعشى ديوارى دور شهر ساخت و آن را با خندق عميقى محصور كرد و در درون ديوار قلعه و قصرى برپا داشت و شهر را دوباره بنا كرد و اين كار در سال 769 هجرى آغاز و سنه 777 تمام شد . در سنهء 795 هجرى لشكريان امير تيمور شهر را غارت كردند و فاتح مزبور به
--> ( 1 ) - كتاب سرزمينهاى خلفاى مشرق Le Strange صفحهء 370 .