ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

69

مازندران و استرآباد ( فارسى )

( 312 - 313 هجرى قمرى ) در محلهء راست كوى مقابل گنبد داعى واقع بود و بنابر اظهار ابن حوقل آمل در زمان او بزرگتر از قزوين و بسيار پرجمعيت بود . مقدسى تعريف مىكند كه آن شهر يك بيمارستان و دو مسجد داشته يكى مسجد كهنه « 35 » كه در ميان درختان در بازار واقع و ديگرى مسجد نو كه نزديك حصار شهر بود و هر دو مسجد رواقى بزرگ داشته‌اند . بازرگانان آمل تجارت بسيار ميكردند « 1 » . اين شهر را لشكر سلطان مسعود غزنوى غارت كردند ( جمادى الاول 426 هجرى ) . استندار كيكاوس هم آمل را محاصره كرد و قصر اسپهبد شاه غازى رستم ( 533 - 558 هجرى ) را كه در قره كلاته بود آتش زد . در سال 606 هجرى ( 1210 هجرى ) كه اعيان طبرستان به اطاعت سلطان جلال الدين محمد خوارزمشاه درآمده بودند در آمل بنام او خطبه ميخواندند و از آنجا خراج سالانه به خوارزم ميفرستادند . اين پرداخت سالانه بواسطهء فوت علاء - الدين محمد در سال 617 هجرى قطع شد و اين در موقعى بوده كه مازندران ميدان تاخت‌وتاز لشكر خانمانسوز مغول شده بود . حسام الدوله اردشير بن كينخوار كه در سال 635 هجرى بر ضد مغولها شوريد پايتخت را از سارى كه آل باوند آنجا را مقر دائمى خود ساخته بودند به آمل كه كمتر در معرض تاخت‌وتاز بود انتقال داد . در آنجا وى در خراطه كلايه در كنار رود هراز قصرى ساخت كه در سال 880 هجرى هنوز مقر فرمانداران آمل بود و در زمان ملك تاج الدوله يزدجرد بن شهريار بن اردشير باز آمل شهرى آباد شد كه هفتاد مدرسه داشت . در بيرون شهر دشت بوران بود كه در آنجا قرا كلاته قصر پادشاه مازندران قرار داشت . چندى بعد در سال ( 743 هجرى ) در آمل ناخوشى و با بروز كرد و بسيارى از

--> ( 1 ) - كتاب سرزمين خلفاى مشرق Le Stfange ص 370 .