ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

70

مازندران و استرآباد ( فارسى )

افراد آل باوند و زن و فرزندان فخر الدوله حسن از آن مرض مردند . فقط او و دو تن از پسرانش زنده ماندند . در سال 750 هجرى باز ناخوشى و با آمد و تمام افراد خاندان باوند كه در آمل ميزيستند از بين رفتند و از طايفهء چلاويها فقط كيا افراسياب و پسران او جان بسلامت بردند . در 795 هجرى امير تيمور آمل و سارى را غارت كرد و امر به قتل عام سكنه داد و اسكندر شيخى را كه مردى منفور بود بحكومت آنجا تعيين نمود . بنابراين در حالى كه سارى به زودى رو به آبادى نهاد آمل به صورتى ويران باقى ماند سادات مرعشى پس از بازگشت از تبعيد دوباره آمل را بنا كردند ولى از آن موقع ديگر آمل نقشى در تاريخ ايران نداشته است « 54 » . آمل شهرى باشكوه است « 55 » . چهار دروازه دارد هرچند درى وجود ندارد . آنها عبارتند از دروازهء طهران يا لاريجان ، دروازهء بارفروش ، دروازهء تليكه‌سر ، دروازهء نور . شهر آمل داراى دو هزار خانه و در كنار رودخانه هراز واقع است و دو محله نيز در ساحل شرقى هراز هست كه بوسيلهء پلى به شهر مربوط ميشوند . اين پل دوازده طاق دارد و به پل دوازده پله موسوم است « 56 » . سكنهء آمل از ده طايفه تشكيل شده‌اند : اسكى ، ايرائى ، رينه‌ئى ، هاشمى نياكى ( سادات ) شون دشتى ( شاهان دشتى ) ديله رستاق ، مشائى ، آملى و نورى . عدهء كمى نيز بربرى و بنكشى در آنجا هستند . شهر نه محله دارد : چاه‌سر كه رودگر محله جزء آنست و يك حمام دارد دوم پل به يور اقامتگاه قبيلهء ايرائى كه مسجدى بنام ايرائيها دارد و همان مسجد روحيه سابق است و مسجد ديگر كه آقا عبد الكريم نام ساخته است . هارون محله كه قسمتى از محلهء پل به يور است يك حمام و مدرسهء كوچكى دارد . سوم گرجى محله كه آسياب سريا آبدنگ سرهم مىنامند . امامزاده ابراهيم در اين محله واقع است و مسجد گرجى محله فعلا خرابه است و آب انبارى دارد كه در سال ( 1898 مسيحى ) بوسيله امير مكرم ساخته شده و بقعه معروف مير بزرگ