ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
51
مازندران و استرآباد ( فارسى )
تكمجان و زيادى . محصولات تنكابن يكى برنج است كه از لحاظ سفيدى و لطافت بسيار مرغوب محسوب مىشود . ديگر ابريشم و روغن و پشم است . كتان و نيشكر ديگر كاشته نميشود . ولى اهالى بزراعت چاى آشنا شدهاند و كمى از آن ميكارند . گردو در تنكابن فراوان است و همچنين است پرتقال و ليمو . در جنگلها در بين انواع درختان شمشاد و اقسام درختهاى تنومند بلوط ديده مىشود . رودخانهها ماهى فراوان دارند . گاو و گوسفند نيز زياد است . باقلا و گندم و جو در نقاط مرتفع بدست ميآيد . صنعت عمدهء تنكابن منسوجاتى مانند پارچههاى ابريشمى و پشمى و عباى نمدى براى روستائيان و كتانهاى زبر و شال و چوخا و متخال است . فرش يا گليم را هم زنان ايلات مىبافند . اهالى تنكابن با قزوين و طهران تجارت دارند . بازارهاى هفتگى در دهات ذيل برقرار مىشود : سياهورز دوشنبهها خرم آباد شنبه و سهشنبهها زوار دوشنبهها سليمان آباد چهارشنبهها سادات محله سختسر و دار كلا در پنجشنبهها . در تنكابن يازده طايفه بزرگ هستند : خلعتبرى ، قوى اوصلو يا قوى حصارلو ، كلانتريه « 32 » فقيه ، طالش ، گليج ، دج ، اساس ، شورج ، طالقانى و رودبارى . رياست اين بلوك از آخر قرن هجدهم مسيحى در خانوادهء سپهدار اعظم موروثى بوده است . در آن موقع بود كه مهدى بيك خلعتبرى به شيراز رفت تا از بدرفتارى قوى اوصلو كه حاكم بر آنجا بودند شكايت نمايد . وى از كريم خان عنوان خانى و حكومت تنكابن را گرفت « 33 » . همين مهدى خان بعدها يكى از طرفداران سرسخت آغا محمد خان شد و به سپاهيانى كه او بر ضد هدايت خان گيلانى فرستاده بود ملحق گرديد . بواسطهء اين اردوكشى عداوت سختى بين سكنهء رشت و مردم تنكابن پيدا شد و بر طبق درخواست مهدى خان ، تنكابن از گيلان جدا و ضميمهء مازندران گرديد و كلارستاق و كجور به مهدى خان واگذار و اين سه ناحيه از آن وقت به محال