ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

15

مازندران و استرآباد ( فارسى )

مقدمهء مؤلف [ به زبان فارسى ] « 1 » در جلد سى و يكم مجلهء عالم اسلامى « 2 » وضعيت گيلان يعنى ايالتى را كه از غرب به آستارا در سر حد روسيه و از شرق برودخانهء سرخانى محدود است بيان نموده‌ام . در اين كتاب از مازندران و استراباد كه از غرب برودخانه سرخانى و از شرق برودخانه اترك محدوداند صحبت خواهم نمود . از سال 1906 ميلادى تا سال 1912 شش سال در رشت بوده‌ام . در آن اثنا در سال 1908 و 1909 دو بار بمازندران سفر كرده و كلية شانزده سال درباره مازندران بجمع‌آورى اطلاعات صرف اوقات نموده‌ام . مازندران از حيث حسن طبيعت و آب و هوا از بهترين نقاط ايران است فردوسى در ستايش آن چه نيكو گفته است : كه مازندران شهر ما ياد باد * هميشه بر و بومش آباد باد كه در بوستانش هميشه گل است * بكوه اندرون لاله و سنبل است هوا خوشگوار و زمين پرنگار * نه سرد و نه گرم و هميشه بهار نوازنده بلبل بباغ اندرون * گرازنده آهو براغ اندرون گلاب است گوئى بجويش روان * همى شاد گردد ز بويش روان دى و بهمن و آذر و فرودين * هميشه پر از لاله بينى زمين

--> ( 1 ) - اين مقدمه را مؤلف به زبان فارسى نگاشته است ( 2 ) - Revue du Monde Musulman