ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

16

مازندران و استرآباد ( فارسى )

كسى كاندر آن بوم آباد نيست * بكام از دل و جان خود شاد نيست « 1 » براى آنان كه شيفتهء تاريخ هستند ، تاريخ مازندران يك جاذبهء مخصوص دارد ، اگرچه بعد از فتح اسلام تاريخ مازندران موقتا مدتى از تاريخ بقيهء ولايات ايران جدا مىشود لكن در اوايل قرن يازدهم هجرى شاه عباس صفوى بقعهء مازندران را از سلالهء قديم امراى ساسانيان منتزع نموده دوباره بساير ايالات ايران ملحق نموده است . بعد از فتح اسلام زبان و خط پهلوى در مازندران بيشتر از ساير نقاط ايران متداول و مستمر بوده چنان كه بعد از آنكه در سكه‌هاى تمام بلاد ايران خط عربى جايگير خط پهلوى شده بود ، هنوز در سكه‌هاى مازندران خط پهلوى باقى بوده است . بالجمله گرگان و مازندران غالبا در تاريخ ايران اثرات كلى و در روابط و مراودات شرق با غرب اهميت مخصوصى داشته‌اند . زيراكه اين دو ايالت بدبختانه در معبر ايالات غارتگر و جنگجوى آسيائى كه از شرق بغرب هجوم‌آور ميشدند واقع بوده از صدمات اين جزر و مد بس سختىها كشيده و خرابيها ديده‌اند . در اين كتاب اسامى بعضى از دهات را از تأليفات و سفرنامه‌هاى اسلاف اخذ نموده‌ام ، چون شخصا نتوانسته‌ام آن اسامى را يك‌بيك تحقيق و بحقيقت واقع تطبيق نمايم ، دور نيست بعضى از آنها غلط يا مكرر شده باشد . تصحيح آنها را با خلاف خود كه در آن نواحى مسافرت خواهند نمود واگذار مينمايم . چون در چاپ كردن اين كتاب از مراعات صرفه و قناعت ناگزير بودم به اين سبب اطلاعاتى را كه دربارهء استراباد و مازندران تحصيل كرده‌ام لابدا در اين كتاب باختصار گنجانيده‌ام . صورت كتيبه‌هائى را كه در ابنيه آثار مازندران و استراباد موجود هستند حتى الامكان استنساخ كرده در جزوهء مخصوص اين كتاب درج نموده‌ام .

--> ( 1 ) - Shaname , ed . Turner Macan , VOI . i , p . 231 .