ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
105
مازندران و استرآباد ( فارسى )
اشرف با عرض جغرافيائى 36 درجه و 41 دقيقه و 55 ثانيه شمالى و طول جغرافيائى 53 درجه و 32 دقيقه و 30 ثانيهء شرقى در پنج ميلى درياى خزر و در كنار كوهستان واقع و در سمت جنوبى آن درختان بلند بسيار فراوان است . در طرف شمال شهر منظرهء دلپذيرى است ، تا كنار خليج استراباد . چشمههاى متعددى كه از كوهستان جارىاند در ميان شهر جريان دارد . اشرف كه اكنون روبويرانى است عظمت خود را مديون شاه عباس صفوى است . انحطاط اين شهر در واقع با سستى كار خاندان صفوى شروع گرديد . اين شهر سابقا خر كوران نام داشته و به پيرزنى متعلق بود و شاه عباس آنجا را از او خريده و شهر جديد را در سنهء 1021 هجرى تأسيس كرد ( از ماده تاريخ دولت اشرف استخراج شده است . ) و در مازندران اقامتگاه خود ساخت قصرها و باغات بسيار در شهر برپا كرد . اشرف از جنگهاى داخلى و حملات تركمنها صدمات بسيار ديد و در دورهء حكومت افاغنه در ايران خراب شد باز وقتى كه لشكر زنديه به مازندران آمد لطمه ديد . گملن مينويسد قصد شاه عباس اين نبود كه شهرى بزرگ يا قصرى مستحكم در آنجا بسازد . فقط ميخواست از زيبايى و صفاى روستايى كه طبيعت در آنجا فراهم ساخته بود ، بهرهمند شده باشد . بنابراين اشرف ابتدا فقط مركب از يك عده خانههاى روستايى بود كه بدون هيچ ظرافتى در جلگهء هموارى ساخته شده بود . در فاصلهء ميان آن خانهها جنگلهايى بود كه مقدارى از آنها با مزارع در اطراف قصر شاهى واقع و قسمتى هم در كنار جاده سر راه سارى پراكنده بودند . هنگام مسافرت گملن فقط چند كلبهء مخروب در اشرف بود و قصور سلطنتى جاى حيوانات وحشى شده بود و باغات باشكوه آن به صورت بيشه زار درآمده بود و عبور از ميان آنها نسبة غير ممكن بود « 91 » . نادر شاه در موقع جنگ با لزگىها مدتى در آنجا ماند عادل شاه كه جانشين او