ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
106
مازندران و استرآباد ( فارسى )
شد گاهى به اشرف ميرفت اما بعد از مرگ او اين قسمت از ايران بيشتر كمينگاه اشرارى بود كه دستشان به آنچه ميرسيد از بين ميبردند ولى محمد حسن خان علاقهء بسيارى نسبت به اشرف داشت و غالبا در آنجا اقامت ميكرد و تعميرات مهمى در عمارات سلطنتى آنجا نمود . محمد خان سواد كوهى كه در حكومت مازندران جانشين نظر خان زند شد و بواسطهء خيانت او محمد حسن در قرادوين مغلوب و مقتول شد و آن موقعى بود كه او بجاى نظر خان زند حاكم مازندران شده بود ، براى تأمين جان خود اشرف را به خرابهاى تبديل كرد ، و سارى نيز به همين سرنوشت دچار شد . بهانهء او براى خرابىهاى بى مورد اين بود كه ديگر تركمنها به آسانى نتوانند بساير نقاط مازندران دست يابند . بعد از آن كه او بامر كريم خان استحكاماتى در مشرق كلباد از كوهستان تا دريا جهت دفاع در برابر تركمنها برپا ساخت دوباره به تجديد بناى فرح آباد و على آباد و سارى پرداخت . ولى براى ساختن اشرف كه تقريبا غير مسكون شده بود كارى نكرد تا آنكه آغا محمد خان قاجار از شيراز فرار كرد و به استرآباد آمد و مردم را به تعمير كردن اشرف تشويق نمود . از آن موقع اشرف آبادانى سابق خود را بازيافت هر چند كه ديگر مقامى را كه سابقا داشت و مقر دربار ايران شده بود پيدا نكرد . سكنهء اشرف از نژادهاى مختلفند . در آنجا بازماندگان يك عده مهاجران گرجى كه شاه عباس از قفقاز آورده بود و عدهاى خانوادههاى طالش كه از كناره دريا نزديك لنكران آمده بودند و عدهء كمى تات كه يك قبيله ايرانى هستند ، و خانوادههاى گودر اقامت دارند . اشرف در سال 1859 مسيحى 845 خانوار جمعيت و 70 دكان و 4 محله ، چهار مدرسه و پنج حمام و پنج مسجد و پنج تكيه و يك امامزاده داشت . اكنون هفت محله دارد : نفاش محله ، بازار محله ، گرجى محله ، فراش محله ، كه شامل چشمهسر ، باغشاه ، طالش محله يا گالش محله است با طالش محلهء ديگر و