ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
103
مازندران و استرآباد ( فارسى )
بود . در زمان مظفر الدين شاه رفتوآمد به ميان كله آزاد شد . اين شبه جزيره موقع زمستان چراگاه ممتازى براى گاوميشهاى انزان و فرح آباد است . از طرف ديگر قلعه پلنگان مخزن آب پلنگان ( پلنگان اسل - اصطلخ ) واقع است كه براى آب دادن گلهها به كار ميرود سپس از كنار درخت انجير باعظمتى بنام اسپ انجيل كه در ميان مرتع چنگور واقع بود و آن محل از آن درخت نام گرفته بود عبور نموده به داغداغان اسل كه مخزن پر از گل سياه كثيف بوده رسيديم . شب را در آنجا چادر زديم . شبه جزيره ميانكله پر از حيوانات شكارى مانند مرال ، گراز ، قرقاول ، يلوه ( كفات ) مرغابى و غيره است . بواسطهء وفور آنها هنگام شب صداى مرغابيها بقدرى زياد بود كه ما را از خوابيدن بازداشت . از توسكابن كه در يك ميلى ذاغمرز است تا پلنگان تقريبا دو فرسخ راه بود . بعد ما به گواسل ( گاو اصطلخ ) رسيديم و از تنگهء مقيمى كه كمعرضترين قسمت شبه جزيره است و گو كله شور ( گو كله شور يعنى گودى كله گاو . اين نام از آن روست كه آنجا بقدرى پرگل است كه قابل عبور نيست و گاوميشداران براى جاى پا ناگزيرند كه كلهء گاو مرده جستجو نمايند و به كار برند ) گذشتيم . اين 3 ميل و لله و نگه و خرما 4 ميل ( ميگفتند سابقا در اينجا شهرى بوده است ) . از خرما تا سرتوك تقريبا 4 ميل و سرتوك كه در 2 ميلى « 87 » انتهاى شبه جزيره است و ميگفتند ممكن است از آنجا به آشورا ده رفت چون آب بين ميانكاله و جزيره آشورا ده در هيچ نقطه عمق زياد نداشته است . سابقا در سرتوك قلعهاى بود كه بامر ناصر الدين شاه ساخته بودند و تا حدود سال 1903 بوسيلهء سربازانى كه از پادگان اشرف ميآمدند پاسبانى ميشده است . 12 دسامبر 7 ميل - بعد از عزيمت از ذاغمرز ما از زينوند و امير آباد گذشته و از نهر كفتر خان بوسيلهء پل آجرى به نهر چهار امام رسيديم « 88 » . قدرى دور تر نزديك پل آجرى امامزاده چهار امام كه بناى مكعب كوچكى با بام سفالين و اطاقى