ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

75

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

مخير فرموده و در ازاى هريك از اين دو ، كيفر و جزايى مقرر داشته و آنها به قوت ايمان دولت باقى را اختيار كرده ، دامن از زخارف فانيه برچيده‌اند . طبقهء ثالثه آنانند كه بر خلاف طبقهء ثانيه نعمت عاجل را بر رحمت آجل ترجيح داده و نفس بهيمى و سبعى آنها بر نفس انسانى و ملكى غالب آمده ، غرق هوا و هوس از خداى تعالى جز نعمت چهار روزهء دنيا طلب نكنند و از خون بيگناهان و خصومت نيك مردان نينديشند . [ مثنوى ] گاه در بغداد آيد ناگهان * بگذرد از اين سران تا آن سران در ميان ميوه‌هاى خوش‌مزه * او نبيند جز كه قشر خربوزه و آنانند مستدرحين كه حق تعالى فرمايد سنتدرجهم من حيث لا يعلمون و املى لهم ان كيدى متين . طبقهء رابعه آنها هستند كه از فاضل طينت طبقهء اولى مىباشند و هرچند به دنيا رغبتى تمام ندارند ، امّا از آنجا كه صاحب بعضى خصائل نيكند از قبيل عدالت يا شجاعت يا سخاوت يا عفت كه فايدهء آن عايد حال عوام و خواص مىگردد و حكمت بالغهء خداوندى قلوب ايشان را به اشتغال امور دنيويه راغب فرموده است و عواقب امور اين طبقه نيز مؤدى به خير عقبى خواهد بود . مگر آنكه در طى طريق دنيا از تراكم امور دنيوى غفلت و نسيانى كلى بر آنها راه يابد و از مقام فضايل كه در نهاد ايشان مستودع بود تجاوز نموده ، و دچار رذايل گردند . مثلا از عدالت به هواى نفس عدول نمايد ، يا از سخاوت به غلبهء طمع نكول كند ، يا از شجاعت به وفور امنيت ملول گردد و يا از عفت به صحبت اراذل و عوام جارى شود . خلاصه به اتفاق حاجى حسين به زيارت مسجد حضرت صاحب الزمان عجل اللّه فرجه رفتيم . اين مسجد برحسب اشارهء حضرت امام حسن عليه السلام بنا شده ، و از قرار مذكور حضرت صاحب الامر عليه السلام در اينجا نماز گزارده‌اند « 52 » . بعد از مراجعت از آن مسجد باز با مشار اليه به مسجد جامع آمده ، بعد از نماز خفتن از او پرسيدم كه پارهء از سلّاك با اينكه در امور دنيا مجاهدت و در كار عقبى مراقبتى دارند ، نه در دنيا به درجهء عليا ميرسند و نه از جهت عقبى صاحب فتوحات عظيمى مىشوند ، گفت

--> ( 52 ) - متن : گذارده‌اند .