ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
59
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
مخصوصا آوردند ، ببينم . چون بديدم هزار چندان بود . مثلا در يك روز از سه چهار ولايت بارهاى جنس از هر مقوله وارد ميدان مىشود ، هرچند بار آن از مكارى عليحده ايست و هريك بار وزن مخصوصى دارد و هر جنس را گمرك معينى است و قپاندار پشت سر هم قپان مىكند و مىگويد مثلا تقى هرندى قماش هندى يكبار بيست و چهار من و نيم مال معين ، و هكذا ، نقى و محمود و احمد و عمر و زيد . اين مشهدى حسين آنجا نشسته ، ساكت است . بعد از آنكه همهء بارها به قپان رسيد ، مباشرين گمرك و مكاريها و صاحبان بارها به او رجوع نموده يكيك بارها و صاحب بار و مكارى و جنس و وزن و گمرك آن را مىگويد ، و ابدا اختلافى ظاهر نمىشود . در بين اين حساب يك شاگرد تاجر مىآيد و مىگويد مشهدى دويست و هفتاد و يك دو غاز و نيم چند مىشود ، مىگويد دو هزار و نهصد و چهل و سه دينار و نيم . و باز مىرود بر سر مسألهاى كه داشت و خطا نمىكند و گفته ، او را ثبت روزنامهها و سند دادوستد مىنمايند . روز دوشنبه هجدهم : صبح خبر كردند كه جناب ميرزا محمد صادق رضوى به ديدن بنده تشريف مىآورند . بعد از ساعتى انتظار تشريف آوردند . چون امروز بناى حركت است افسوس خوردم كه نمىتوانم بار ديگر ايشان را زيارت نمايم . و تاكنون نيز خدمتشان نرسيده بودم . الحق سيدى جليل القدر و عظيم الشأن مىباشد . سنشان متجاوز از هشتاد است . صاحب فضايل عربيت و خط و خصايل نيك و جلايل اخلاق است . از هر مقوله صحبت شد . از وضع حكومت و شخص حاكم فوق العاده رضامندى داشتند . و الحق ابراهيم خليلخان نهايت مراقبت و هوشمندى در نظم امور ولايت دارد . و آقا ميرزا محمد مستوفى هم بدلالات حسنه بر كفايات مستحسنهء او مىافزايد ، بلى در نظر است ابتداء كه حكومت يزد منضم ادارهء جليلهء فرمانروايى حضرت والاظل السلطان دامت شوكته گرديده بود ، بعضى تجار و ملاك يزد كه حاضر دار الخلافهء الباهره صانها اللّه تعالى بودند اظهار وحشتى داشتند . و نمىدانستند كه وضع كارگذاران حضرت و الا بر چه منوال خواهد بود ، و اينك چنديست كه از حسن رفتار و لطف مماشات حكام مأمور از جانب حضرت معظم چندان قرين رضامندى و غريق امتنانند كه بىاغراق اگر ذكرى از انتزاع حكومت از كارگذاران آن حضرت دامت شوكته شود ، براى دفع اين غايله تقبل پيشكشها خواهند نمود . و به هيچوجه راضى به اين معنى نخواهند بود . خلاصه پس از تشريف بردن ايشان به زيارت سلطان شيخ تقى الدين محمد دادا رفتم . از قرارى كه در تاريخ مفيدى مسطور است مولد ايشان اصفهان و در زمرهء مريدان سالك طريق ايقان شيخ محمد انداديان كه از ارباب كشف و شهود و اصحاب عرفان و ايقان است ، بوده و