ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
57
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
خراسان است مىرسند ، جمعى از عجزه و فقراى ولايت از شهر خارج شده ، به مجرد اينكه سوارهء اوزبك را مىبينند ، دلباخته به تضرع و زارى مشغول مىشوند . سيّد گل سرخ از دكهء خبازى بيرون آمده ، قشون ترك را استقبال مىنمايد ، و جامهء خود را از تن بيرون آورده ، مىفشاند ، از آن جامه شرارها خارج شده ، بعضى از سوارهء مزبور را كه پيش آمده بودند ، سوخته بود . ساير اوزبكيّه كه اين امر مهيب را مشاهده نمودند ، راه فرار پيش گرفته ، در هيچ مقام قرار و آرام نگرفتند . [ بيت ] آتش سوزان نكند با سپند * آنچه كند دود دل مستمند اوزبكيّه بعد از وصول به مسكن مألوف ، شرح حقيقت حال را با بزرگ خود به ميان آورده ، رئيس را اخلاصى از آن جناب در دل حاصل مىشود ، و يكى از خواص خود را با تحف و هداياى وافره به خدمت فرستاد . چون فرستاده از تركستان به دار العباده رسيد ، آن سرور را اجل موعود در رسيده از گلخن جهان به گلشن جنان نقل فرموده بود . فرستاده به عرض رئيس رسانيد و به فرمودهء او آن وجه را به مصارف عمارت بقعه و مزار و خانقاه و مسجد و غيره رساند . و جهت فقرا و مساكين همه روزه طعامى مقرر و موقوفاتى بر آن قرار داده بودند . در سنهء ثلث و ثمانين بعد الالف كه تاريخ تأليف كتاب مفيدى بوده ، خانقاه باير و مزار خراب و موقوفات از تصرف وقف منتزع افتاده است ، بالجمله ، بعد از مراجعت از زيارت سيّد گل سرخ عليه الرحمه ، بعضى از آقايان و اعيان ولايت تشريف آوردند . از جمله حاجى ميرزا على اكبر يزدى كه فى الجمله ذكر احوال ايشان نوشتن دارد . اين مرد گذشته از مرتبهء فقاهت كه جايز الفتوى و مشار أليه علماست ، در فنون علوم حكميه از رياضى و هندسه و هيئت بهرهء تمام يافته و در مقامات علما و عرفا تتبع كامل حاصل نموده ، از جمله غالب اشعار كتاب مثنوى مولوى را حفظ دارد و در مجلس مىخواند . و بر تسنن ملا استدلال مىنمايد و در عوالم تقوى چنان كه مشهور ولايت است ، امروز نظير خود ندارد . مع هذا المجموع گذران او به وجه اجرت كفاشى مىشود كه شبها بعد از فراغ از مطالعه و روزها پس از خلاص از مباحثه شخصا به دوختن كفش پرداخته ، به وجه آن قناعت مىكند . و در انظار