ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

36

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

آبادى قابلى هم نيست . واردين اينجا به آفتاب روز و باد شب مىگذرانند . از اهل بجستان هم از قرارى كه تحقيق شد يك نفر آدمى كه صاحب هزار تومان ما يملك باشد نيست . همه فقير و بىبضاعت‌اند . [ گناباد ] گوناباد در دو فرسخى اينجا از طرف شرقى در كنار كوير واقع است . حاجى ميرزا عبد إله گونابادى كه صاحب تمول و امساك زياد بوده ، اين روزها فوت شد . اهل مارنديز از او شكايت داشتند كه مىتوانست رباطى اينجا بسازد و نساخت . ملا عباسعلى مارنديزى ، ساكن بجستان به امور شرعيهء اينجاها مىپردازد . از ديانت او تمجيد مىكنند . [ بجستان ] سه‌شنبه چهاردهم : منزل فخرآباد بجستان است . قنات آب شور و انبار آب باران دارد . از اشجار جز انار ندارد . اغنام و احشام الحمد للّه زياد دارند . در رباطى كه حاجى حسن تاجر طبسى ساخته ، منزل شد . آقا حسين بشرويهء نايب بلوك بجستان است . چهارشنبه پانزدهم : منزل سرحوض پنج فرسخى است و اين اول منزلى است كه آبادى آن منحصر به يك حوض است . و آب باران دارد . زمينها بعد از قدرى مسافت كه هنوز كوير بجستان باقى بود ، باز گل و گياه و اسفند و غيره فراوان دارد . چادر قلندرى كه همراه بود ، براى بنده زده بودند . اما چون دو نفر پيله‌ور يزدى كه همراه بودند ، با زن و بچه در آفتاب به سر مىبردند ، سايهء چادر براى بنده مثل نان سال قحطى ناگوار بود . چون آب منحصر به يك حوض نصفه و معبر زوار قوافل بود به رعايت حال عابرين سفارش كرده بودم كه در صرف آب نهايت امساك نمايند . در اين اثنا شتردارى با پنج نفر شتر آمده ، با دلو ، زياده از يك خروار آب كشيد بر خاك ريخت ، تا بگودالى رسيده ، پر شد . قدرى را شترها خوردند و باقى را گذارده ، رفتند . با خود گفتم