ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

37

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

[ بيت ] من راقب الناس مات هما * و فاز باللذة الجسور خلاصه بحر و بر و باد و گرد ، به هرطور بود ، گذشت . الحمد للّه على كل حال . گويند وجه تسميهء بجستان اينست : كه وقتى اين كوير مرداب عظيمى بوده و اين قصبه در ميان مرداب واقع و محل دادوستد باج و خراج مال التجاره بوده است و آن را باجستان مىگفته‌اند و رفته‌رفته [ به ] بجستان معروف شده است . و اللّه يعلم . [ حوض حاجى ميرك ] روز پنجشنبه شانزدهم : بعد از طى پنج فرسخ مسافت ، كنار حوض حاجى ميرك منزل شد . گويند حاجى ميرك نام مردى متجاوز [ بر ] يك صد سال قبل در مقام اتمام اين حوض برآمده ، و خرج شايسته نموده ، بعد از انجام امر به بازديد آنجا آمده ، مىگويد من از اينجا نمىروم تا حوض را پر از آب ديده ، از آن آشاميده باشم . از قضا ابرى صاعد و بارانى نازل گرديده ، حوض پر آب شده و حاجى ميرك به دست خود آب نوشيده ، عزم حركت نمود . در اين اثنا چند نفر سوار از جانب جنوب حوض طلوع نموده ، از آن حوض آب خورده مىگويند خدا بيامرزد بانى اين حوض را و بعد از آن قصد حاجى ميرك و همراهان او نموده ، آنها را گرفته ، اموالشان را مأخوذ داشته اشخاصشان را كت بسته ، مىخواهند به اسيرى برند . حاجى ميرك از كمال تأثر مىگويد خدا نيامرزد كسى را كه اين حوض را بنا كرده است . تراكمه از اين سخن متغير شده ، او را تهديد مىكنند . بيچاره حاجى ميرك كشف حقيقت مطلب نموده ، بانى بودن خود را عرض مىكند و مىگويد كه اگر اين كار نمىكردم به اين بليه گرفتار نمىشدم و به موجب نقشه و دستك حساب ادعاى خود را به اثبات مىرساند . تراكمه بعد از ايقان به صدق قول او وى را به عزت تمام از قيد خلاص داده ، اموال و همراهانش را نيز به او بخشيده ، سالما مرخص نمودند . در طرف شمال اين حوض سه اطاق متصل بهم از خشت و گل بوده كه الان سقفهاى آن به كلى ريخته است . اما هنوز ديوارهاى شكسته و مخروبه براى زوار فى الجمله سايبانى است و طلب مغفرت براى بانى مىنمايند .