ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
32
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
خدمت پير به جاى آورده ، خود نيز مصمم سفر ناگزير گشت . و به جاى سلطنت فانى به دولت باقى پيوست . [ مصراع ] داد سنگ و در عوض گوهر گرفت . خواجه تاشان كه به موجب حكم سالورى مأمور خدمت او بودند ، بقعهء آن جناب را معمور ساخته ، رقبات و قنوات زياد خريدارى و وقف نمودند . گويند دوازده رشته قنات وقف مصارف خير و مخارج برنموده بودند ، و هريكى را نامزد يك طبقه از خدام كرده بودند . از جمله آشخانه و قهوهخانه و فراشخانه و نقارهخانه و كشيكخانه و غيره و غيره . و هريك جداگانه قناتى داشته اسباب سلطنت او تا چندين سال قبل از اين هم برقرار بود . و رفتهرفته ، حكام تغييرات داده ، از ميان بردهاند . از جمله تغييرات آنكه ميرزا اسحق خان قرائى حاكم تربت در عهد فتحعليشاه مغفور البسه اللّه حلل النور اسباب نقارهخانهء او را به سر درب دروازهء شهر نقل نموده ، و سردار محمد خان بعد از او آن را بر سر چهار سوق شهر قرار داده ، و بعد از گرفتن و بردن سردار محمد خان حكام تربت و صاحبان زور و قوت آنچه توانستند بردند ، و تصرف كردند . حاجى ميرزا محمود خان كه اين روزها از حكومت تربت معزول شده ، قدرى مواظبت در امور موقوفهء آن جناب داشته است . در قرب عمارت ديوانى تربت ، سنگ آسيائى نشان دادند و از قرار مذكور اين سنگ را محمد خان حاكم تربت براى كشتن مغضوبين خود در همين مكان كه آن وقت ميدانى بوده ، نصب نموده بود . و بر هركه غضب راندى ، حكم نمودى كه سر او را از سوراخ اين سنگ بيرون كرده و از آن طرف طنابى محكم بر گلوى او بسته به قوت عوامل و گردون چندان كشيدندى كه سر از تن كنده شدى و به همين واسطه به محمد خان كلهكن معروف شد . اما آخر الامر به كيفر اعمال خود و پادافره ايزدى دوچار شده . مرحوم حاجى محمد ولى ميرزا « 10 » والى خراسان ، بر وى متغير گرديده ، اسحق خان ، پسر او را در اندرون خانه طناب انداخته ، يكسر طناب را به دست خواهر خودش كه زن شاهزاده بود ، داده و سر ديگر را خود كشيده او را خفه كردند . و خود او را هم در آن روز در خارج اندرون به دست روزبانان « 11 » و قوت طناب از پا درآوردند .
--> ( 10 ) - محمد وليميرزاى قاجار يكى از فرزندان فتحعلى شاه . ( 11 ) - روزبانان : نگهبان بارگاه شاهان و اميران - پاسبان ، فرهنگ معين .