ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
33
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
[ بيت ] دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر * كى نور چشم من بجز از كشته ندروى « 12 » [ ظهيرآباد ] روز پنجشنبه نهم : امروز منزل ظهيرآباد ، ملكى ورثهء حاجى ظهير الدوله است . از تربت شبگير نموده ، طلوع آفتاب به نهر آبى رسيديم كه منبع آن كوه ازعند است . و در بهار قريب دو سنگ آب برف دارد ، و رفتهرفته كم مىشود . حوض خوبى ساختهاند . چند خانوار بلوچ گلهدار از قشلاق جنگل طاق ريگستان تازه برحسب معمول سنوات به كنار اين نهر ييلاق نموده بودند . و هرقدر هوا گرم مىشود ، آنها به طرف كوهستان ازعند بالا مىروند ، تا در عين تابستان در ميان درهها و كوهها چادر زده ، معيشت مىگذرانند ، شير و ميسكه « 13 » آوردند ، خريدارى و صرف شد . تا ظهر در صفهء « 14 » حوض راحت نموده بعدازظهر بار كرده ، به ظهيرآباد رفتيم قبل از آنكه اينجا را حاجى ظهير الدوله ابتياع نمايند ، در اين محل رباطى مشهور به رباط بىبى بوده و اراضى آن ملك اولاد اسحق خان تربتى بوده است . قنات مهنه « 15 » كه نه سهم خالصه و يك سهم اربابى است ، از ميان قلعهء ظهيرآباد مىگذرد اما به اراضى اينجا نمىنشيند . قنات خود ظهيرآباد هم از بالاى آنكه طرف قبله است ، جاريست . و اين دو قنات در يك نقطه از زير و بالا تقاطع نموده ، چهار زاويه احداث مىنمايد . قنات مهنه مثل بلور آب كرده ، از زير و قنات ظهيرآباد از بالا ، گلآلوده ، جاريست . از اول تا آخر اين منزل همه بوته و سبزه و تكتك شقايق و سنبل دشتى رسته و شكفته بود . قطعه زمين باصفاييست . جمعيت ظهيرآباد پانزده خانوار است . مردها به زراعت و زنها به اليجه « 16 » بافى مشغولاند . جمعه دهم شهر جمادى الثانيه 1300 : شب شنبه يازدهم از ظهيرآباد به جانب فيضآباد پنج فرسنگى شبگير شد .
--> ( 12 ) - شعر از سعدى است . ( 13 ) - در حوالى نائين و اردستان « كره » را مسكه مىنامند و نويسنده به لهجه نائينى اين عنوان را ثبت كرده است . ( 14 ) - صفه - هال و سرسراست ( 15 ) - دهى است در اطراف تربت حيدريه . ( 16 ) - نوعى پارچهء ابريشمين .