ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
17
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
يا كتابخانهء سلطنتى قديم باشد . 2 ) دوم اينكه ، تاريخ شروع كتاب را كه در نسخه ما و نسخهء دانشكده حقوق و نسخه دكتر مهدوى 1300 ه . ق قيد كرده شروع آن را در 1299 ياد كرده است . 3 ) سوم اينكه ، در نثر ساده و بىتكلف اوليه جاىجاى دست برده و تغييراتى نيز داده است كه در مواردى چند ، نثر اوليهء او بهتر مىنمايد . 4 ) چهارم ، نكتهاى را بايد در مورد اين نسخه يادآورى كرد كه ايرج افشار اين نسخه را پر مزيتتر از ديگر نسخ دانستهاند . حقيقت امر اين است كه نگارنده به اصل نسخهء آقاى همايونفرخ مندرج در فرهنگ ايران زمين دسترسى ندارد ، ولى متن چاپ شده در فرهنگ ايران زمين پرغلط و مخدوش است و چنين پيداست كه آقاى همايونفرخ يا هر كاتب ديگرى كه اين نسخه را براى فرهنگ ايران زمين آماده كردهاند حتى زحمت بازنگرى براى تطبيق يكى از اعلام مندرج در متن را هم به خود ندادهاند و بسيارى از لغات و اسامى به صورت نادرست ثبت و ضبط شده است . بنابراين ، معلوم نيست كه عيب از متن است يا از محررى كه نسخه را براى چاپ در فرهنگ ايران زمين آماده كرده است . 5 ) در اينجا يادآور مىشود كه به نظر نگارندهء اين سطور نسخهاى را كه ما متن كار خود قرار دادهايم بايد اولين نسخهء دست نوشت مؤلف يا يكى از اولين نسخههايى باشد كه از زير دست مؤلف آن بيرون آمده ، به دليل اينكه نسخهء ما و نسخهء دانشكدهء حقوق و نسخهء كتابخانهء دكتر اصغر مهدوى در آغاز و پايان يكسانند و نسخهء ما آخر كتاب را كه مؤلف بعدا به « تحفة الفقرا » نام گذاشته ندارد و ناتمام است . لذا ما چند جملهء آخر كتاب را از نسخههاى ديگر نقل كرديم . پنجم : نسخهء ديگر اين كتاب متعلق به كتابخانهء خصوصى آقاى دكتر اصغر مهدوى است . آقاى دانشپژوه در فهرست نسخههاى خطى كتابخانهء ياد شده صفحهء 66 از اين نسخه بدينگونه ياد كردهاند : « تحفة الفقرا » على منشى نائينى ش 149 نستعليق گويا اصل « سفرنامهء خراسان و عراق عجم در 1299 » . آنچه در فهرست كتابخانهء دكتر مهدوى در شناخت اين سفرنامه تازگى دارد اسم كتاب است كه « سفرنامهء خراسان و عراق عجم » نام دارد و در ديگر نسخ از عنوان « عراق عجم » خبرى نيست ، عنوان متن ما نيز « سفرنامهء خراسان » است ، اما عراق عجم را ندارد . به جز چند نسخهاى كه به اختصار به معرفى آنها در اين مقدمه پرداختيم مؤلف خود تصريح دارد بر اينكه نسخهاى را به جهت اهداء به ناصر الدين شاه تحرير كرده كه قبلا به آن اشاره شد و ما از آن اطلاعى نداريم .