ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

92

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

مشغولند . درب حاليهء صحن قديم و درى كه جديدا رو به مشرق باز خواهد شد ، هر دو در ضلع غربى اين صحن مبارك باز خواهد شد . چون ذكر اين فروعات متبركه شد ، لازم آمد شمه‌اى از اصول مباركه نيز يعنى چگونگى حال و سال وفات حضرت معصومه عليها السلام و اصل بناى اين بقعهء مطهره نيز معروض افتد . على سبيل الايجاز لهذا قلم قاصر را به عرض اين مختصر جا سر نموده ، از صفح جميل ناظرين مستدعى مىشود كه چنانچه قصورى يابند به ديدهء عفو مغفور دارند ، چه در اين ضيق وقت و اختلال حال و قلت اسباب زياده بر اين مقدور و ميسور نبود . ( ذكر چگونگى دفن حضرت معصومه عليها السلام ) برحسب وصيت جنازهء طاهره را بر شتر سفيدى كه از خاصهء آن حضرت بود ، بسته رها كردند . و مردم در عقب جنازه مىرفتند تا هركجا شتر بخوابد آنجا را مدفن قرار دهند . شتر آمده ، در همين محل كه اكنون قبر مبارك است ، و آن وقت از اراضى باغى كه به باغ بابلان معروف بود ، فروخفت . پس حفر قبر مبارك نمودند . امّا در اينكه مباشر امر دفن كه باشد اختلاف بود ، تا آنكه آرا بر اين قرار گرفت كه قادر نام كه از خدام آن حضرت و پيرمردى به تقوى آراسته بود ، مباشرت اين امر بزرگ نمايد . در اين اثنا دو نفر سوار ديدند كه به شتاب مىآيند . از جانب رمله كه سمت قبله باشد . چون رسيدند ، نماز بر آن جنازه گزارده « 70 » بعد از آن غبارى پديد شده ، حاجب ابصار ناظرين گرديد . به طورى كه احدى جنازهء مباركه و آن راكبين را نمىديد ، و پس از اندك زمان آن حجاب بر طرف شده ، ديدند كه جسد مبارك مدفون و مستور گرديده است . مردم بر تربت آن حضرت فاتحه و سلام نثار نمودند . و به اماكن خود رفته ، به مراسم تعزيت اقدام نمودند . پس از چندى زينب بنت الجواد عليه السلام كه همشيرهء موسى مبرقع است سقفى از چوب و بوريا بر سر تربت آن حضرت قرار داده ، و خود زينب مزبوره ، با دو نفر زنان ديگر از هاشميه و دو نفر هم از جوارى كه يكى ام حبيبه و ديگرى ام اسحق بود در سردابهء مبارك مدفون شدند . پس از مدت‌ها توفيق رفيق عليا دستگاه شاه بيگى بيگم دختر حمزه بيك اصانلو « 71 » شده ، بقعهء مباركه را بنيان نمود . و بعد چنان كه به عرض رسيد ، هريك از سلاطين صفويه و قاجاريه فقرات چند بر عمارات

--> ( 70 ) - متن : گذارده . ( 71 ) - متن : اسانلو .